و او زن ناميده شود

نويسنده: خين كارسن مترجم:‌ فرناز فان دكار

بيوه‌زن فقير 
زني كه مي‌دانست پول را چگونه به كار ببرد

من براي هيچ گونه دارايي در دنيا ارزش قائل نيستم جز آنچه كه مربوط به ملكوت مسيح باشد.
اگر نگاه داشتن يا بخشيدن هر آنچه كه از مال دنيا در اختيار دارم, باعث پيشرفت ملكوت خدا شود, آن را نگاه خواهم داشت يا خواهم بخشيد تا براي جلال خداوند بكار رود. (ديويد ليوينگستون)

مرقس 12: 41-44 <و عيسي در مقابل بيت‌المال نشسته, نظاره مي‌كرد كه مردم به چه وضع پول به بيت‌المال مي‌اندازند, و بسياري از دولتمندان, بسيار مي‌اندختند. آنگاه بيوه‌زني فقير آمده دو فلس كه يك ربع باشد انداخت. پس شاگردان خود را پيش خوانده, به ايشان گفت: "هر آينه به شما مي‌گويم اين بيوه‌زن مسكين از همه آناني كه در خزانه انداختند بيشتر داد. زيرا كه همه ايشان از زيادتي خود دادند, ليكن اين زن از حاجت‌مندي خود, آنچه داشت انداخت, يعني تمام معيشت خود را.">
دوم قرنتيان 9: 6-8 <اما خلاصه اين است, هر كه با بخيلي كارد, با بخيلي هم درو كند و هر كه با بركت كارد, با بركت نيز درو كند. اما هر كس بطوري كه در دل خود اراده نموده است بكند, نه به حزن و اضطرار, زيرا خدا بخشنده خوش را دوست مي‌دارد. ولي خدا قادر است كه هر نعمتي را براي شما بيفزايد تا هميشه در هر امري كفايت كامل داشته, براي هر عمل نيكو افزوده شويد.>
در آن ايام, جمعيت زيادي در خيابان‌هاي اورشليم به چشم مي‌خورد. يهوديان, از گوشه و كنار نقاط مختلف جهان, به شهر داخل مي‌شدند. عيد فصح بزودي فرا مي‌رسيد و هر يهودي خداترس, گذارندن اين ايام را در شهر اورشليم از وظايف ديني خود مي‌دانست. خانم‌هاي خانه‌دار, پس از خريد مواد غذايي لازم, به شدت مشغول تهيه مقدار زيادي خوراك‌هاي خوشمزه براي اين عيد بودند.
اما در اين ميان, زني بود كه در اين شادي‌ها شركت نداشت. او پول خود را صرف خريد مواد غذايي نكرده بود, زيرا فقير بود و مي‌خواست پول ناچيزي را كه در دست داشت, بطرز حكيمانه‌اي خرج نمايد.
در دنيا, انسانهاي زيادي هستند كه راه بدست آوردن پول را ياد گرفته‌اند, اما از ميان آنها, تنها عده كمي هستند كه مي‌دانند با اين همه پول چه بايد انجام دهند.
اما آن بيوه‌زن فقير, با وجود آنكه پول زيادي نداشت, بخوبي مي‌دانست پول خود را براي چه منظوري بايد استفاده كند. او آگاهانه مسير مستقيم خود را به طرف خانه خدا انتخاب كرده و وقتي به آنجا رسيد, بدون اندكي تأمل, به سوي صندوق بيت‌المال رفت و هر آنچه كه داشت, در صندوق انداخت.
او تمام دارايي‌اش را كه دو سكه مسي حدودا به ارزش دو ريال بود در صندوق انداخت. او براي چند لحظه‌اي زندگي فقيرانه خويش را ترك كرده و در ميان جمعيت زيادي كه براي زيارت به خانه خدا آمده بودند, جاي گرفته بود. او در صف ثروتمنداني قرار گرفته بود كه از ثروت زياد خويش اندكي را در صندوق بيت‌المال معبد مي‌انداختند. او پس از تقديم هديه خود, بي‌سروصدا و بدون اينكه توجه كسي را به خود جلب كند, باز به راه خويش ادامه داد.
اما عيسي مسيح او را ديده و به او توجه كرد. عيسي نيز آن روز در معبد حضور داشت. اين آخرين باري بود كه عيسي براي زيارت به هيكل خداوند در اورشليم مي‌آمد. فقط چند روز بعد از آن, دشمنانش او را در باغ جتسيماني كه روبروي صحن معبد و در وادي قدرون واقع بود, دستگير كرده, مصلوب خواهند كرد. وقايع بسيار مهمي در شرف اتفاق بود, اما با وجود اين عيسي مسيح در مقابل صندوق اعانات نشسته بود و با دقت به آنچه مردم در آن مي‌اندختند نگاه مي‌كرد. ثروتمندان مبالغ زيادي هديه مي‌دادند و اين كاملاً بجا بود. اما آنچه آنها مي‌آوردند, در مقابل كل دارايي‌شان ذرهاي ناچيز بشمار مي‌آمد.
او سپس آن بيوه‌زن فقير را ديد. هر چند او سعي داشت دو سكه خويش را مخفيانه در صندوق بيندازد, عيسي مي‌ديد و مي‌دانست كه او چقدر هديه داد. او همچنين بخوبي مي‌دانست كه اين دو سكه تمام دارايي آن زن بود. او تمام دارايياش را داده بود.
اين دو سكه در مقايسه با مخارج زيادي كه معبد داشت ارزش زيادي نداشت. مگر با دو ريال چه مي‌توان خريد؟
اما عيسي مسيح هديه او را آنچنان مهم و با ارزش مي‌دانست كه شاگردان خود را فرا خوانده و توجه آنها را نيز به اين موضوع جلب نمود. او به شاگردانش فرمود: <اين بيوه‌زن فقير بيش از همه كساني كه در صندوق پول ريختند هديه كرد. چون آنها جزئي از ثروت خود را كه براي آن مصرفي نداشتند دادند, اما او با وجود تنگدستي هر چه داشت يعني تمام معاش خود را هديه داد.>
عيسي خداوند آنچه را كه آن بيوه‌زن هديه داده بود, با آنچه براي خويش نگاه داشته بود مقايسه كرد. او هر آنچه داشت تقديم خداي محبوب خويش نمود و براي شخص خود هيچ چيز نمي‌خواست.
پول به خودي خود براي خدا هيچ ارزشي ندارد. پولس به مردان آتن گفت: <آن خدايي كه دنيا و آنچه در آن است را آفريد و صاحب آسمان و زمين است در معابد ساخته شده به دست انسان ساكن نيست. او به چيزي كه آدميان با دستهاي خود براي او فراهم نمايند نيازي ندارد, زيرا خداست كه نفس و حيات و همه چيز را به جميع آدميان مي‌بخشد.> (اعمال 17: 24و 25) ترجمه تفسيري
آنچه براي خدا اهميت دارد انگيزه‌هاي ماست. خداوند بخوبي از اين نكته آگاه است كه انسانها طبيعتاً به پول و دارايي خويش علاقه داشته و مايل به جمع‌آوري آنها هستند.
انسانها اكثراً فراموش مي‌كنند كه اين تنها از فيض و لطف خداست كه آنها قادر به بدست آوردن پول هستند زيرا تنها اوست كه سلامتي جسمي و فكري را كه لازمه تحصيل پول است عطا مي‌فرمايد. (امثال 10: 22)
انسانها اغلب دچار اين فكر اشتباه مي‌شوند كه <با پول خودم هر چه مي‌خواهم انجام مي‌دهم.> خداوند به پول ما انسانها نيازي ندارد. او فقط مي‌خواهد كه ما انسانها پول خود را در راه صحيح استفاده نماييم. خداوند مي‌داند كه وقتي انساني از دارايي خويش به او هديه نمايد, با اين عمل عشق و علاقه خود را به خدا نشان داده و مايل به تقسيم دارايي خويش با خداوند مي‌باشد.
خداوند قادر است ارزش ظاهري پول را تكثير كرده و آنرا بركت مضاعف بدهد, همانطور كه نان و ماهي را معجزه‌وار بركت داد (لوقا 9: 12-17). 
شخصي كه خداوند را در اموال خويش شريك مي‌نمايد بزودي در مي‌يابد كه اگر بركت خداوند باشد, با پول كم كار زيادي انجام مي‌شود.
نكته قابل توجه اينجاست كه كار اين بيوه‌زن فقير قلباً فراتر از شريعت موسي بود. هر چند كه عيسي مسيح هنوز نمرده و قيام نكرده بود, او در قلب خويش با قانون عهد جديد آشنا بود.
در عهدعتيق همه چيز بر طبق شريعت انجام مي‌شد و خدا براي تقديم پول نيز قوانيني وضع كرده بود. ده درصد درآمدها متعلق به خدا بود (لاويان 27: 30-32). از اين ده يكها لاويان و خادمان خانه خداوند امرار معاش مي‌كردند. اين وظيفه هر يهودي بود و هيچكس نمي‌توانست از آن سرپيچي بنمايد. حتي لاويان نيز به نوبه خويش مي‌بايست از ده يك خويش براي كاهنان كنار بگذارند (اعداد 18: 21, 25-30).
در عهد جديد وضعيت بطور ديگري است. در اينجا مقررات خشك حكم‌فرما نيست و مبالغ مقرر و ثابت نمي‌باشند. انگيزه يك مسيحي, انجام مقرارت شريعت نيست, بلكه محبت و عشق است؛ و عشق زير بار قانون نمي‌رود بلكه داوطلبانه مي‌بخشد. به كساني كه براساس محبت مايل به هديه دادن مي‌باشند, كتاب مقدس توصيه‌هايي نموده است, از جمله اينكه آنها بايد مرتباً (اول قرنتيان 16: 2) و بدون جار و جنجال ببخشند (متي 6: 2-4).
آيا اين زن احساس كرده بود كه اندكي بيش به طول نخواهد انجاميد و خداوند پسر خويش را از روي عشقي كه به جهانيان داشت فدا خواهد كرد؟ آيا بدين سبب بود كه مي‌خواست با قرباني خويش محبت خود را نسبت به پسر خدا ثابت نمايد؟
در هر صورت او كاملاً درك كرده بود كه بخشش امتياز و افتخاري استثنايي و مخصوص ثروتمندان نيست, بلكه اين فرصت در اختيار فقرا نيز قرار گرفته است.
درصدي كه فقرا و ثروتمندان بايد از درآمد خويش به خداوند تقديم كنند, يكسان مي‌باشد, هر چند مبلغ آن كمتر يا بيشتر است.
پول چيزي كثيف و مبتذل نمي‌باشد. اگر پول خود را در اختيار خدا و خدمت او قرار دهيم, مي‌توانيم از ارزش واقعي و ماندني آن لذت ببريم.
شخصي مي‌گفت: <ما نمي‌توانيم پول خود را با خود به بهشت ببريم, اما مي‌توانيم آن را قبل از خود به آنجا بفرستيم.> اين بدان معناست كه مانند آن بيوهزن پول خود را مصرف مخارجي نماييم كه ارزش جاويد دارند. پول‌هايي كه در اين دنيا بدين ترتيب مصرف شوند, سرمايه‌گذاري ما در آسمان مي‌باشد (فيليپيان 4: 17).
افسوس كه كلام خدا تنها گوشه كوچكي از زندگي اين بيوه‌زن را براي ما آشكار مي‌كند. افسوس كه بر ما آشكار نيست چگونه خداوند ما كه تحت تأثير هديه اين بيوه‌زن قرار گرفته بود, مراقبت و سرپرستي او را به عهده خويش گرفت.
اما آيا خداوند از طريق سليمان پيغام نداده است كه <از مايملك خود خداوند را تكريم نما و از نوبرهاي همه محصول خويش؛ آنگاه انبارهاي تو به وفور نعمت پر خواهد شد و چرخشت‌هاي تو از شيره انگور لبريز خواهد گشت (امثال 3: 9و10)؟ يا آيا او از طريق ملاكي نبي نفرموده كه كسي كه ده يك درآمد خويش را هديه دهد, روزنه‌هاي آسمان بر او گشوده خواهد شد (ملاكي 3: 10).
اين بيوه‌زن نه تنها قسمتي از اموال خويش, بلكه هر آنچه را كه داشت هديه داد, نه فقط ده درصد, بلكه صد در صد بخشيد و همه چيز خويش را در اختيار خداوند گذاشت. بنابراين, او بدون شك فهميده بود كه اين خدا مديون هيچكس نخواهد شد. رحمتها و بركات خداوند حد و مرز ندارد و محبت او بي‌پايان است. بدون شك اين بيوه‌زن عيد فصح را بخوبي و خوشي برگزار كرد.

سوالاتي براي مطالعه بيشتر:
1. چه نكته قابل توجهي در مقدار هديه‌اي كه بيوه‌زن در صندوق بيت‌المال انداخت وجود دارد؟
2. عيسي مسيح چگونه ارزش آن مبلغ كم (حدود 2 ريال) را با هداياي بزرگتر مقايسه كرد؟
3. خداوند درباره هديه دادن چه گفته است؟ (امثال 3: 9و10؛ ملاكي 3: 10)
4. عهد جديد درباره بخشش و هديه دادن چه راههايي را به ما مي‌آموزد؟ (دوم قرنتيان9: 6و7؛ اول قرنتيان 16: 2 و متي 6: 2-4)
5. خداوند چگونه كساني را كه از پول خود به او هديه مي‌دهند پاداش خواهد داد؟
6. آيا سرگذشت اين بيوه‌زن تأثيري در نحوه استفاده از پول شما گذاشته است؟ اگر جواب شما مثبت است چه تأثيري؟

حيات جديد

Last Updated: 13 July, 2004