|
روزي
عيسي درباره پرستش واقعي و اجتناب از
تظاهر به دينداري صحبت ميكرد, هزاران نفر
گرد او جمع شده بودند تا حقايق الهي را
بشنوند, ناگهان شخي از بين جمعيت گفت :"استاد,
به برادرم بفرما كه ارث پدرم را با من
تقسيم كند." اين تقاضا نشان ميداد كه
توجه آن شخص نه بر تعليمات مسيح بلكه
برماديات و حل اختلاف خانوادگي بود. مسيح
به او ياد آور ميگردد كه در دنيا مسائل
مهمتري از ماديات وجود دارند كه اكثرا
ناديده گرفته ميشوند, سپس داستاني ميگويد
كه به نام "مثل ثروتمند نادان" معروف
شده است. آن را از باب 12 انجيل لوقا برايتان
ميخوانم. «شخصي
دولتمند را از املاكش محصول وافر پيدا شد.
پس با خود انديشيده, گفت چه كنم؟ زيرا جايي
كه محصول خود را انبار كنم, ندارم. پس گفت
چنين ميكنم انبارهاي
خود را خراب كرده, بزرگتر بنا ميكنم و
در آن تمام حاصل و اموال خود را جمع خواهم
كرد. و نفس خود را خواهم گفت:
كه اي جان اموال فراوان انداخته شده بجهت
چندين سال داري. الحال بيارام و به اكل و
شرب و شادي بپرداز. خدا
وي را گفت اي احمق در همين شب جان تو را از
تو خواهند گرفت, آنگاه آنچه اندوختهاي,
از آن كه خواهد بود؟ همچنين است هر كسي كه
براي خود ذخيره كند و براي خدا دولتمند
نباشد.»در
اين داستان, شخص ثروتمند به ظاهر كار خلافي
انجام نميدهد, مزرعه او محصول فراوان
داده و او ميخواهد با ساختن انبارهاي
بزرگتر غله خود را براي آينده ذخيره كند.
اما, خدا او را نادان ميخواند, چرا؟ با
كمي دقت به مثل متوجه خواهيم شد كه شخص
ثروتمند فردي بود خودمركز, طماع و غير واقعبين.
او ميپنداشت زندگيش وابسته به فراواني
دارائي اوست و محصول مزرعه از آن او ميباشد,
غافل ازآنكه او بر آنچه خدا به او سپرده
ناظري بيش نيست, عمر, كوتاه وگذراست و
ماديات نميتوانند ارضا و شادي واقعي
بدهند.آيا داستان اين شخص بيانگر طرز فكر و
شيوه زندگي انسانهاي قرن بيست و يكم نيست؟
اگر از شما سئوال شود " چه چيزي در زندگي
شما مهم است, جوابتان چه خواهد بود؟ كلام
خدا ميفرمايد:"پولدوستي ريشهاي است
كه همه گونه بدي از آن به بار ميآيد, و
بعضي در آرزوي ثروت از ايمان منحرف گشته,
خود را به دردهاي بسيار مجروح ساختهاند."پول
دوستي,
ماديات را جايگزين خدا ميگرداند و ثروت,
خداي انسان ميشود.
گاهي
اوقات فكر ميكنيم طمع خاص افراد
ثروتمند
است, اما چنين نيست, فرد طماع چه فقير و چه
غني باشد هرگز قانع نيست, به اندازه كافي
ندارد و دائم بدنبال جمعآوري ثروت بيشتر
است.در مثل ثروتمند نادان وقتي مزرعه
محصولي بيش از نياز شخص ثروتمند داد, بعوض
كمك رساني به محتاجان در فكر ذخيره كردن و
خوشي خود افتاد.خدا به اين شخص ميگويد"
اي نادان! همين امشب جانت را خواهم گرفت.
آنگاه اموالي كه اندوختهاي به چه كسي
خواهد رسيد؟"مسلما او با خود چيزي نميبرد
و هر آنچه داشت به جا ميگذاشت, او توشهاي
براي آخرت نيندوخته بود, خدا چنين شخص را
نادان مينامد.با پذيرفتن مسيح, خدا قلب
تازهاي به ايماندار ميبخشد, جهان بيني
او را تغير ميدهد و الويتهاي زندگي او را
به ترتيب درست قرار ميدهد.ايماندار
به مسيح ميداند كه در اين دنيا ميهمان
است و آنچه به او سپرده شده از آن خدا است
با ايمان ميداند كه آنچه براي دينداري و
زندگي لازم است خدا فراهم خواهد نمود پس با
قناعت و شكرگزاري به پرستش و خدمت ميپردازد.با
رسانيدن
مژده انجيل به گناهكاران آنها را به منشا
حيات
هدايت ميكند و با فداكاري دردمندان و
محتاجان را خدمت مينمايد, بدينگونه گنج
او در آسمان نهاده ميشود و براي ابديت
توشه مياندوزد.دوست عزيز, چه چيزي در
زندگي تو بيشترين اهميت را دارد؟ پاسخ تو
به اين سئوال و تصميمگيري درست سرنوشت
ابدي تو را تعين خواهد كرد.
|