مثل درخت بي‌ثمر

شماري از كسانيكه براي شنيدن از عيسي نزد وي آمده بودند به او اطلاع دادند كه پيلاطس عده‌اي از زائران جليلي را كه براي تقديم قرباني به اورشليم آمده بودند قتل عام كرده و خونشان را با خون قربانيهايشان در هم آميخته است.

انگيزه و علت اطلاع دادن اين خبر ذكر نگرديده است ولي از پاسخي كه عيسي به آنان مي‌دهد مي‌توان چنين استنباط كرد كه آنها فكر مي‌كردند اين افراد از سايرين گناهكارتر بودند اينگونه رنج ديدند و كشته شدند. عيسي به آنها مي‌گويد: "چينين نيسيت. بلكه اگر توبه نكنيد, شما نيز جملگي هلاك خواهيد شد." بعدا اشاره به برجي مي‌كند كه در اورشليم افتاده و باعث كشته شدن هيجده نفر گرديد, او مي‌گويد "آيا گمان مي‌كنيد آن هجده تن از ديگر ساكنان اورشليم خطاكرتر بودند؟ به شما مي‌گويم كه چنين نيست. بلكه اگر توبه نكنيد, شما نيز جملگي هلاك خواهيد شد."

سپس مثل درخت بي‌ثمر را تعريف مي‌كند, آن را از انجيل لوقا باب سيزدهم براي شما مي‌خوانم. سپس اين مثل را آورد: مردي درخت انجيري در تاكستان خود كاشت. چون خواست ميوه آن را بچيند, چيزي بر آن نيافت. پس به باغبان خود گفت: "سه سال است براي چيدن ميوه اين درخت مي‌آيم اما چيزي نمي‌‌يابم. آن را ببر, تا خاك را هدر ندهد. اما او پاسخ داد:"سرورم, بگذار يك سال ديگر هم بماند. گردش را خواهم كند و كودش خواهم داد. اگر سال بعد ميوه آورد كه هيچ اگر نياورد آنگاه آن را ببر."

تعدادي از مثلهاي مسيح بطور خاص مربوط به قوم اسرائيل مي‌شد و مثل درخت بي‌ثمر يكي از آنها مي‌باشد. خدا قوم بني‌اسرائيل را انتخاب كرد, آنان را بركت داد تاشاهدان او باشند و باعث بركت دنيا گردند, اما قوم بني‌اسرائيل از اوامر خدا سرپيچي كرد, عيسي مسيح موعود را نپذيرفت و از قومهاي بت پرست بيشتر گناه ورزيد در نتيجه خدا ملكوت خود را از آن قوم براداشت و به مردمي داد كه ميوه آوردند.

 درخت انجير درختي است كه ميوه فراوان مي‌دهد و در زمان مسيح يكي از با ارزش‌ترين درختان بود, بنابراين, صاحب باغ درختي برگزيده بود كه ارزش داشت, درخت در بيابان نروئيده بلكه در باغي كه خاكش آماده شده بود كاشته و به مدت سه سال آنچه براي ميوه دادن لازم بود بعمل آمده بود. پس انتظار صاحب باغ بر حق بود, اما در سال سوم نيز درخت ميوه نداد.

بردباري صاحب باغ در اين مثل چشمگير است, او به مدت سه سال براي چيدن ميوه به باغ آمد, در هر بهار شاهد برگهاي سبز و غنچه گلهاي درخت گرديد اما در فصل ميوه چيني, ميوه‌اي بر درخت نبود. بالاخره تصميم به قطع كردن درخت گرفت ولي باز به تقاضاي باغبان يكسال ديگر نيز به آن درخت فرصت داد.

در آفرينش خدا انسان را با نيروي تفكر, اراده و احساسات آفريد و به عنوان موجود اخلاقي به او توانائي تشخيص درست از نادرست را داد. آنچه براي شناخت خالق لازم بود در درون او و طبيعت اطراف نهاد, انسان با ديدن آسمان و زمين و چيزهائي كه خدا آفريده است مي‌تواند به وجود خدا و قدرت ابدي او پي ببرد. مزيد بر اينها توسط پيامبران و كلامش با انسان صحبت كرده و در انتها با فرستادن عيسي مسيح پيام نهائي خود را به دنيا رسانيده است. در مقابل تمام اين امتيازات خدا از انسان انتظار ميوه دارد, توبه از گناهان, پذيرش نجات او توسط عيسي مسيح اطاعت از احكام او, زندگي پاك همراه با شكرگزاري و اعمال نيك.

شنونده عزيز آيا ميخواهي هم اكنون تا فرصت باقي است به منشع حيات برگردي تا زنده شده ميوه بدهي؟ اگر چنين است مي‌تواني همراه من دعا كرده بگوئيد: اي عيسي خداوند از تو متشكرم كه بخاطر گناهان من بر صليب مردي و روز سوم از مردگان قيام كردي, از گناهان خود توبه نموده تو را بعنوان نجات دهنده خود مي‌پذيرم و قلب خود را به تو مي‌سپارم, به زندگي من داخل شو, مرا به درخت حيات پيوند ده تا بتوانم شاخه‌اي پر ثمر باشم. در نام مسيح يگانه نجات دهنده عالم مي‌طلبم, آمين.   

حيات جديد