|
در دوران كودكي وقتي حدود 8 يا 9 سال داشتم، دوستي خانوادگي به من كتابي داد به نام "خدا كو". در آن كتاب نويسنده با عكسهايي زيبا آفريدههاي خدا را نشان داده بود، ولي نگفته بود كه خود خداوند كجاست؟ يا اينكه شبيه چيست؟ آيا ميشود او را شناخت يا نه؟ و من بالاخره از طريق آن كتاب نفهميدم كه خدا كجاست يا اينكه چه شكلي است؟ بسياري از شما شايد به اين موضوع انديشيدهايد كه خدا چيست يا بهتر بگويم خدا كيست ولي آيا تا به حال به صورت جدي فكر كردهايد كه خدا براي شخص شما كيست؟ آيا تا به حال به اين موضوع فكر كردهايد كه ميشود شناختي شخصي از خدا به دست آورد.
اين موضوعي است كه امروز در مورد آن صحبت خواهم نمود.
سالها قبل تصويري خاص از خدا براي خود داشتم تصويري كه با شناخت امروزم از او به طور كلي متفاوت است. در آن زمان خدا براي من مانند اربابي بود كه دائما مراقب كارها و اعمال من است، بهتر بگويم مانند ارباب و فرماندهاي كه دائم مواظب زيردستان خود است تا اگر خطايي از آنها سر زند بلافاصله آنها را تنبيه نمايد. اطاعت من از احكام و دستورات الهي تنها از "ترس از تنبيه" ناشي ميشد از خدا واقعاً ميترسيدم و اطاعت من از احكام او از اين ترس ناشي ميگرديد سعي ميكردم وظايف خود را نسبت به او انجام دهم ولي هيچ سعياي در شناخت او و نزديك شدن به او نداشتم. زماني كه به اطراف خود نگاه مينمودم متوجه ميشدم كه اكثر مردم نيز نسبت به او چنين ديدي دارند يا اين كه اصلاً به خود زحمت نميدهند تا وجود او را بپذيرند.
رابطه من با او به همين صورت ادامه داشت تا اين كه بعد از سالها كتاب ديگري به دست من رسيد به نام كتاب مقدس، در اين كتاب خداوند خود را به انسانها مكشوف ميسازد، بهتر بگويم در اين كتاب خدا خود را به انسانها ميشناساند.
با مطالعه اين كتاب متوجه شدم كه خدا كجاست؟ سراينده مزامير در مزمور 139 آيات 7 الي 12 به اين پرسش به زيبايي پاسخ ميدهد
"از روح تو كجا بروم؟ و از حضور تو كجا بگريزم؟ اگر به آسمان صعود كنم، تو آنجا هستي! و اگر در هاويه بستر بگسترانم اينك تو آنجا هستي! اگر بالهاي سحر را بگيرم و در اقصاي دريا ساكن شوم، در آنجا نيز دست تو مرا رهبري خواهد نمود و دست راست تو مرا خواهد گرفت. و گفتم يقيناً تاريكي مرا خواهد پوشانيد. كه در حال شب گرداگرد من روشنايي گرديد. تاريكي نيز نزد تو تاريك نيست و شب مثل روز روشن است و تاريكي و روشنايي يكي است." چقدر زيباست. دوراني از كودكيام را به ياد ميآورم كه هر بار ميخواستم كار اشتباهي انجام دهم سعي مي كردم در جايي تاريك پنهان شوم تا او مرا نبيند. همچنين با مرور اين كتاب متوجه شدم او كيست؟ در انجيل مقدس چنين ميخوانيم: "و ما دانسته و باور كردهايم محبتي را كه خدا با ما نموده است. خدا محبت است و هر كه در محبت ساكن است در خدا ساكن است و خدا در وي.(رساله اول يوحناي رسول باب 4 آيه 16).
و همچنين دريافتم كه همين خداوند جهان را به طرز شگفتآوري دوست دارد در انجيل يوحنا باب 3 آيه 16 اينچنين ميخوانيم: زيرا خدا جهان را اينقدر محبت نمود كه پسر يگانه خود را داد تا هركه بر او ايمان آورد هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد."
بعد از آن تصميم گرفتم زندگي جديدي را با اين خداوند آغاز كنم و قلب خود را به عيسي مسيح سپردم. پس از اين تصميم چيزهاي ديگري نيز در كلام خدا كشف نمودم، اول اين كه پس از آن خود را بهعنوان فرزند خدا ميشناسم نه بهعنوان بنده خدا و با اطمينان ميگويم كه فرزند خدا هستم شايد بپرسيد اين اطمينان از كجا است بدون شك بايد از جاي مطمئني باشد آري كلام خدا موفقترين منبعي است كه ميشود به آن استناد كرد. "و اما به آن كساني كه او را قبول كردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، يعني به هر كه به اسم او ايمان آورد." (انجيل يوحنا 1 :12)
از سوي ديگر زماني كه ما فرزندان روحاني خدا هستيم طبيعي است كه خداوند نيز پدر روحاني ما گردد و ديگر مانند گذشته ارباب ما نيست آري اين كلام واقعيت دارد همان خدايي كه عالم را آفريد, فرشتگان را آفريد من و شما را نيز آفريده، همان خدا پدر ما است آيا اين واقعيت عالي و شگفتانگيز شما را به هيجان نميآورد كلام خدا در اين رابطه ميفرمايد: "پس همچون بردهها، رفتارمان آميخته با ترس و لرز نباشد، بلكه مانند فرزندان خدا رفتار نماييم، فرزنداني كه به عضويت خانواده خدا پذيرفته شدهاند و خدا را پدر خود ميخوانند. زيرا روح خدا در عمق وجود ما، به ما ميگويد كه ما فرزندان خدا هستيم."(رساله به رميان باب 8 آيات 15 و 16).
بله اين واقعيت است، واقعيت محض زيرا خود من كه روزي بنده و برده خدا بودم امروز خود را فرزند خدا ميدانم و اين واقعيت را از ته قلب باور دارم.
با هم به بعضي ديگر از اين واقعيات شگفتانگيز كه در كلام خدا براي ما بازگو شده است نگاه مياندازيم: ازاين به بعد خدا با ما است نه در آسمان و دور از ما در انجيل متي باب 1: 23 اينچنين ميخوانيم: (كه اينك باكره آبستن شده پسري خواهد زاييد و نام او را عمانوئيل خواهند خواند كه تفسيرش اين است خدا با ما.)
بعد از اين ديگر هيچ چيزي غير ممكن نيست زيرا هر مسئله و مشكلي كه ما را آزار ميدهد ميتواني به حضور پدر آسمانيمان بياوريم و او مشكلات ما را بر ميدارداينجا با خدا همه چيز امكان دارد. "نزد انسان اين محال است ليكن نزد خدا همه چيز ممكن است." (متي 19: 26)
پس از اين ديگر اطاعت ما از او از ترس ناشي نميشود بلكه اطاعت ما از احكام او به اين خاطر است كه محبتي را كه او در حق ما انجام داده جبران نماييم. البته ما هيچ وقت نخواهيم توانست كاري را كه او در حق ما انجام داده جبران كنيم ولي ديگر اعمال ما با انگيزه ترس انجام نميشود بلكه انگيزه محبت جاي آن را گرفته عيسي مسيح در انجيل متي باب 22: 37 ميفرمايد: "عيسي وي را گفت: اينكه خداوند خداي خود را به همه دل و تمامي نفس و تمامي فكر خود محبت نما. اين است حكم اول و اعظم."
با او در پادشاهي او شريك خواهيم بود نه مانند غلاماني در درگاه او بلكه مانند سروراني پيروز با او تا ابد سلطنت خواهيم نمود.
بعد از اينكه به او ايمان آورديم ديگر در خانهاي ساخت بشر و دور از ما زندگي نميكند بلكه خانه او قلبهاي ما است كه پاك گشته و آماده حضور او است در انجيل مقدس اينچنين ميفرمايد: "اينك بر در ايستاده ميكوبم، اگر كسي آواز مرا بشنود و در را باز كند، به نزد او درخواهم آمد و با وي شام خواهم خورد و او نيز با من." (كتاب مكاشفه 3: 20)
شنونده عزيز اين حقايق و بسياري حقايق ديگر كه در كلام خدا نهفته بيانگر اين واقعيت است كه تنها يك راه و فقط يك راه به سوي رستگاري وجود دارد امروز من شما را تشويق ميكنم تا تصميم درست را اتخاذ نموده سعادتمند شويد و با پدر آسمانيتان كه منتظر شما ميباشد رابطه و مشاركتي دائمي برقرار نمايي اگر تصميم گرفتهايد كه قلب خود را به او بسپاريد و زندگي جديد با او شروع نماييد ميتوانيد با من اين دعا را تكرار نمائيد.
خداوند عزيز و پروردگار بزرگ اعتراف مي ميكنم كه تا به حال شناخت درستي از تو نداشتهام امروز به نزد تو ميآيم و ميخواهم از تو شناختي جديد به دست آورم و با تو مشاركتي دائمي برقرار نمايم در حضور تو به گناهان خود اعتراف مينمايم و ميخواهم با قرباني مسيح بر روي صليب گناهان مرا ببخشايي و اجازه دهي تا با تو تا ابد زندگي كنم، اي عيسي مسيح در قلب خود را به روي تو باز ميكنم و ميخواهم به قلب من وارد شده و آن را عوض نمايي. در نام عيسي مسيح آمين.
|