|
موعظه
بالاي كوه قسمت 17
قرائت ما از انجيل متي باب هفتم آيات يك الي شش ميباشد.
((حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود. زيرا بدان طريقي كه حكم كنيد بر شما نيز حكم خواهد شد و بدان پيمانهاي كه پيماييد براي شما خواهند پيمود. و چون است كه خس را در چشم برادر خود ميبيني و چوبي را كه چشم خود داري نمييابي؟ يا چگونه به برادر خود ميگويي "اجازت ده تا خس را از چشمت بيرون كنم" و اينك چوب در چشم تو است؟ اي رياكار, اول چوب را از چشم خود بيرون كن, آنگاه نيك خواهي ديد تا خس را از چشم برادرت بيرون كني! آنچه مقدس است, به سگان مدهيد و نه مرواريدهاي خود را پيش گرازان اندازيد, مبادا آنها را پايمال كنند و برگشته, شما را بدرند.))
"حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود." يكي از آياتي است كه به آن كراراً اشاره ميشود. گاهي اوقات به مناسبت درست و در مواردي براي گريز از مسئوليت و پاسخگويي. آيا "حكم مكنيد" بدان معني است كه ايمانداران حق ارزيابي و تمييز درست از نادرست را ندارند؟ مسلماً خير؛ توجه شود در آيه شش مسيح ميفرمايد: "آنچه مقدس است به سگان مدهيد و نه مرواريدهاي خود را پيش گرازان اندازيد, مبادا آنها را پايمال كنند و برگشته شما را بدرند."
اين آيه مبين نوعي قضاوت است وگرنه چگونه ميشود سگان و گرازان را تشخيص داد. در آيات پانزده الي بيست همين باب مسيح ميفرمايد: "از پيامبران دروغين با حذر باشيد كه در لباس ميش نزد شما ميآيند, ولي در باطن گرگهاي درنده ميباشند. همانطور كه درخت را از ميوهاش ميشناسند, ايشان را نيز ميتوان از اعمالشان شناخت. شما يقيناً فرق درخت انگور و خار بيابان, و فرق انجير و بوته خار را ميدانيد. درخت سالم ميوه خوب ميدهد و درخت فاسد ميوه بد. درخت سالم نميتواند ميوه بد بدهد؛ درخت فاسد نيز ميوه خوب نميدهد. درختهايي كه ميوه بد ميدهند, بريده و در آتش انداخته ميشوند. بلي, به اينگونه ميتوانيد پيامبران دروغين را از اعمالشان بشناسيد."
طبق اين آيات ما ميتوانيم پيامبران و معلمين دروغين را بشانسيم و نسبت به آنان موضعگيري كنيم.
در انجيل يوحنا باب هفت آيه بيست و چهار مسيح ميفرمايد: ((بحسب ظاهر داوري مكنيد بلكه به راستي داوري نماييد.)) پس آنچه منع ميگردد: روح عيبجوئي و انتقاد ويران كننده ميباشد كه فاقد محبت و رحمت است. چنين شخصي بدون داشتن اطلاع كافي از تمام حقايق به قضاوت و محكوم نمودن عجولانه ميپردازد.
براي داوري بيرحمانهاي علل مختلفي وجود دارد كه ما به پنج مورد از آن ميپردازيم.
1- فقدان محبت.
داوري و محكوم نمودن عجولانه حاصل قلبي است عاري از محبت.
2- عدم آگاهي از تمام حقايق.
پولس رسول وقتي راجع به نقشه نجات خدا صحبت ميكند, ميفرمايد: "سخنان ما ...از جانب خدا و درباره نقشه حكيمانه اوست, نقشهاي كه هدفش رساندن ما به حضور پرجلال خداست. اگر چه خدا اين نقشه را پيش از آفرينش جهان براي نجات ما مطرح كرده بود...حتي بزرگان اين دنيا آن را درك نكردند, زيرا اگر درك ميكردند "خداوند جلال" را به صليت نميكشيدند.
3- پنهان نمودن معايب.
در داوري نمودن ديگران فكر انسان از خود به شخص مقابل معطوف ميگردد. اين حالت فكري وسيله گريز خوبي از خودسنجي و خود داوري است. در نتيجه عذاب وجدان به فراموشي سپرده ميشود و آرامش كذبي به انسان دست ميدهد.
4- قياس براي خود برافرازي.
انسان براي خودبرافرازي معولأ به دو طريق عمل ميكند. يكي, كار و كوشش و ديگري ترور شخصيت ديگران. و اسلحهاي كه براي اين ترور بكار ميبرد غيبت و انتقاد ويران كننده است.
5- حسادت.
آيا تا بحال با افرادي برخورد كردهايد كه ديگران را براي انجام عملي شديداً به باد انتقاد گرفتهاند ولي بعداً خودشان عيناً همان عمل را انجام دادهاند؟
انسان طبيعتاً آرزوهايي دارد و علاقمند به انجام بعضي از كارهاست, گاهي به علت عدم امكانات و يا شرايط محيط او نميتواند به خواستههايش جامع عمل بپوشاند. افراد حسود وقتي آرزوهاي خود را در ديگران تحقق يافته ميبينند از راه حسادت به داوري و محكوم نمودن آنان برميخيزند.
ايمانداران عزيز, بخاطر داشته باشيد, داوري بشري محدود است و غير قطعي. داوري نهايي از آن خداست. تكليف هركدام از ما بيرون آوردن چوب از چشم خود به وسيله توبه, اطاعت و ايمان است تا بتوانيم نيك بنگريم, حسن نظر داشته باشيم و خيريت و سعادت ديگران را بطلبيم. |