|
|
|
توسط اصل عقل سليم, بخششهاي خود به كار خدا را به حداكثر برسانيد
اكنون كه كار هيجانانگيز و پرماجراي دادن با ايمان را آغاز كردهايد و در حال تهيه يك استراتژي شخصي براي سرمايهگذاري در ملكوت خدا هستيد, مطمئناً راههاي موثر بسياري براي دادن وقت, استعدادها و منابع ديگري كه خدا در اختيار شما گذاشته است كشف خواهيد نمود. اما ممكن است شما ناگهان در مورد اين كه كداميك از اين راهها را براي استفاده حكيمانه از اين منابع انتخاب كنيد دچار سردرگمي و ابهام شويد. يك ناظر صادق و واقعي چگونه به اراده خدا در رابطه با نحوه بهرهگيري از وقت, استعدادها و منابع ديگر خود پي خواهد برد؟ شما چگونه ميتوانيد با استفاده از " اصل عقل سليم" به اراده خدا پي ببريد؟ اجازه دهيد توضيح دهم.
پولس رسول در دوم تيموتاوس 1: 7 مينويسد <زيرا خدا روح جبن را به ما نداده است بلكه روح قوت و محبت و تأديب را>. "عقل سليم" در اين آيه به عقلي متوازن كه تحت كنترل روحالقدس است اشاره ميكند و در روميان 12: 2 به آن به عنوان "ذهن تازه" اشاره شده است:
<و همشكل اين جهان مشويد بلكه به تازگي ذهن خود صورت خود را تبديل دهيد تا شما دريافت كنيد كه اراده نيكوي پسنديده كامل خدا چيست>.
تصميمگيري صحيح
از شما سوال ميكنم: آيا شما بر اساس اصل عقل سليم تصميم ميگيريد؟
اگر ميخواهيد بر اساس اين اصل, اراده خدا را براي زندگي خود بدانيد به سوالات زير توجه كنيد:
چرا مسيح آمد؟
او آمد <تا گمشده را بجويد و نجات بخشد> (لوقا 19: 10).
بزرگترين تجربه زندگي شما چيست؟
اگر شما مسيحي هستيد پاسخ شما بطور روشن اين خواهد بود: <پذيرش عيسي به عنوان خداوند و نجاتدهنده شخصي خود>.
مهمترين راهي كه ميتوانيد نوسط آن به ديگران كمك كنيد چيست؟
مجدداً جواب واضح است يعني: <معرفي عيسي به ديگران>.
در نتيجه هر مسيحي واقعي خواهد خواست كه وقت, استعدادها و منابع خدادادي خود را در اختيار مسيح قرار دهد تا او به نحو احسن از آنها استفاده كند. ممكن است خدا به كسي استعداد اين را داده باشد كه موعظههاي نبوتي داشته باشد و پيغام خدا را بيان كند يا بشارت يا تعليم دهد يا اين كه بتواند تجارت كند يا مبشر باشد و يا يك خانهدار.
در حالي كه استعدادها و تواناييهاي خود را ارزيابي ميكنيد, بر روي يك صفحه كاغذ منطقيترين راههايي كه توسط آنها ميتوانيد در زندگي خود بيشترين خدمت را براي جلال خدا به انجام برسانيد بنويسيد.
جنبههاي مثبت و منفي فرصتهاي خدمت از طريق هر كدام از اين راهها را يادداشت كنيد. بر اساس اصل عقل سليم, مسيح براي ادامه كار خود براي پيدا كردن گمشدگان و نجات آنها از طريق شما, كجا و چگونه ميتواند از شما به بهترين نحو استفاده كند؟
اگر شما اين روش را دنبال كنيد حتماً به نتايج عملي خواهيد رسيد كه شما را به اراده كامل خدا رهنمود خواهد ساخت. اما به شما تذكري بدهم. اصل عقل سليم تنها در صورتي معتبر است كه شرايط صفحه بعد برآورده شده باشد:
1- هيچ گناه اعتراف نشدهاي نبايد در زندگي شما باشد.
2- زندگي شما بايد وقف مسيح باشد و شما طبق افسسيان 5: 18 بايد از روحالقدس پر شويد.
3- شما بايد لحظه به لحظه در روح رفتار كنيد (در مسيح بمانيد) و به قابل اعتماد بودن خدا ايمان بياوريد و اطمينان داشته باشيد كه خداوند بر اساس وعدهاي كه داده است شما را هدايت ميكند و خواهد كرد.
در ضمن, مشورت توأم با دعا با ديگران و مخصوصاً با مسيحيان بالغ و رشد كرده كه زندگي خود را وقف مسيح نموده و كلام خدا و طرز استفاده از آن را براي رفع احتياجات شما به خوبي ميدانند نيز بايد مورد توجه قرار داد.
در هر حال بايد دقت كنيد كه مشورت ديگران را به عنوان عصاي زير بغل استفاده نكنيد. گرچه خدا اغلب از طريق ديگر مسيحيان با ما صحبت ميكند ولي كلام خدا ما را ترغيب ميكند تا بر خداوند تكيه و توكل نماييم (امثال 3: 5-6).
خدا هرگز خود را نقض نميكند. او هرگز ما را مخالف احكام كلام خود هدايت نميكند چرا كه در فيليپيان 2: 13 ميگويد: <زيرا خدا است كه در شما بر حسب رضامندي خود هم اراده و هم فعل را به عمل ايجاد ميكند>.
چهار عامل اصلي
در بحث در مورد اراده خدا علاوه بر اصل عقل سليم بايد در مورد چهار عامل اساسي ديگر شبيه به اين اصل صحبت كرد. اراده خدا از طرق زير بر ما مكشوف ميشود:
1- كلام مقتدر خدا
2- شرايط و اتفاقات بر حسب مشيت خدا
3- اطميناني كه بر پايه عقل و منطق است
4- تأثيرات روحالقدس بر فكر و ذهن ما
در هر حال بهتر و سالمتر است كه ارزيابي تأثيرات روحالقدس توسط يك ايماندار بالغ و رشد كرده صورت گيرد تا يك نوايمان يا يك ايماندار دنيوي (يا جسماني) چون كه هميشه اين خطر وجود دارد كه شخص اين تأثيرات را اشتباه تفسير نمايد.
وقتي احساس ميكنيد هدايتي از خدا داريد بهتر است اول منشأ آن را بدانيد و سپس به اين هدايت واكنش نشان دهيد. شخصي كه بيتجربه است ممكن است احساس كند كه از طرف خدا هدايت ميشود در حالي كه اين هدايت ممكن است اصلاً از طرف خدا نباشد بلكه از "فرمانروايان شرور تاريكي" (جهانداران اين ظلمت) (افسسيان 6: 12). شيطان و يارانش اغلب با تقليد يا جعل كردن كارهاي خدا حويشتن را به "فرشته نور" مشابه ميسازند تا پيروان خدا را فريب دهند.
در اينجا تذكر ديگري بايد داده شود. اين درست است كه خدا هنوز هم اراده خود را به برخي افراد از طرق غيرعادي مكشوف ميسازد ولي اين روشها استثنا محسوب ميشوند و نه قانون كلي.
خدا هنوز هم چون قرون گذاشته هدايت و رهبري مينمايد. بطور مثال فيليپس مبشر كه شماس بود, در سامره به امر بشارت مشغول بود و در اين كار بسيار موفق بود. اصل عقل سليم به او ميگفت همانجا بمان و به خدمتت ادامه بده, اما خدا توسط يك مكاشفه ويژه و رهبري روحالقدس او را هدايت كرد تا مسيح را به خواجه سراي حبشي معرفي نمايذ. بر اساس روايتها, خدا از اين خواجه سراي حبشي براي رساندن پيغام انجيل به مردم كشورش استفاده كرد.
چگونه خواهيد دانست
زندگي بر اساس اصل عقل سليم, امكان وجود مكاشفات غير عادي را نفي نميكند اما نبايد منتظر بمانيم تا اين مكاشفه را دريافت و سپس خدمتي براي مسيح انجام بدهيم. ايمان بايد هدفي داشته باشد. ايمان مسيحي بر كلام مقتدر خدا بنا شده است كه خود توسط حقايق تاريخي حمايت و تأييد ميشود و نه توسط تجربيات احساسي سطحي. در هر حال اطمينان و اعتماد يك مسيحي بر كشف اداده خدا در كلام او به تصميماتي منتج ميشود كه بر اساس عقل سليم گرفته شده است. معمولاً شما اين طور ميفهميد كه در اراده خدا هستيد كه در مورد كاري كه انجام ميدهيد يك اطمينان و آرامش دروني داريد و مطمئن هستيد كه خدا از شما براي آوردن ثمرات زياد بهره خواهد گرفت.
زماني ميتوانيم آرامترين و پرثمرترين زندگي را داشته باشيم كه براساس اصل عقل سليم زندگي كنيم.
از مسيح خداوند انتظار داشته باشيد تا توسط شما ديگران را به سوي خود جذب كند. هر روز خود را با اذعان و تصديق اين حقيقت آغاز كنيد كه شما به او تعلق داريد. از اين كه او در وجود شما ساكن است تشكر كنيد. از او دعوت كنيد تا از طريق ذهن شما فكر كند, از طريق دل شما محبتش را نشان دهد و از طريق شما در اين دنيا قدم بزند و به جستجو و نجات گمشدگان بپردازد.
دعاي صادقانه من اين است كه حقيقي بودن اين نوع زندگي را بدانيد و آنچه را خدا به عنوان ميراث قانوني شما در مسيح براي شما تهيه كرده است بطور كامل به خود اختصاص دهيد.
به
قدم نهم "بررسي اجمالي عهد عتيق"
رجوع كنيد.
|