|
چگونگي محّبت نمودن به وسيلة ايمان
"چگونگي محبّت نمودن به وسيلة ايمان" نشان ميدهد كه چگونه هر مسيحي ميتواند در عمل محبّت خارقالعادة آگاپه را به وسيلة ايمان به خود اختصاص داده و آن را ابراز نمايد. اين محبّت بينظير و ريشهاي دنياي قرن اول را دگرگون ساخت و اكنون نيز نيروي محركي است كه بيايمانان را نزد مسيح ميآورد. اين كتابچه به ما ميآموزد كه چگونه "محبّت آگاپه" قادر است موجب مصالحة ما با دشمنانمان گردد. و موانعي همچون اختلافات طبقاتي، رنگ و نژاد را در هم شكند.
دكتر بيل برايت به شما پيشنهاد مينمايد تا شما نيز اين محبّت خارقالعاده را به خود اختصاص دهيد. محبتي كه هنوز قدرت آن را دارد تا دنيايي را كه در آن زندگي ميكنيد دگرگون سازد.
بيل برايت
عظيمترين قدرت شناخته شده
بيش از يك هزار و سيصد نفر از دانشجويان و كاركنان "كمپس كروسيد فر كرايست" در سالن زيباي هتل "مريوت" (Marriott) در شهر "شيكاگو" (Chicago) ازدحام نموده بودند. آنها با دقّت به سخنان من دربارة يكي از مهيجترين كشفيات روحانيام يعني "چگونگي محبت نمودن به وسيلة ايمان" گوش ميدادند.
سالها راجع به موضوع "محبت" سخنراني كرده بودم و وعظ من چهار نكتة اصلي را در بر ميگرفت:
1. خداوند بدون هيچ قيد و شرطي شما را دوست دارد.
2. به شما دستور داده شده است كه به خداوند، ديگران، همسايگان و حتي دشمنان خود محبت نماييد.
3. شما قادر نيستيد با تواناييهاي خود به ديگران محبت كنيد.
4. شما ميتوانيد با محبت خداوند ديگران را محبت نماييد.
اما در وعظ من، همانند اكثر موعظههايي كه در رابطه با محبت ميشد، يك چيز كم بود. تا اين كه چند سال قبل صبح خيلي زود از يك خواب عميق بيدار شدم دانستم كه خداوند ميخواهد چيزي به من بگويد. احساس كردم كه بايد از رختخواب بيرون بيايم. زانو زدم و كتاب مقدسم را باز كردم، آن را خوانده و دعا كردم. آنچه را كه در طول دو ساعت بعد كشف نمودم، باعث بركات بسياري در زندگي خودم و دهها هزار نفر ديگر گرديده است. من آموختم كه چگونه بايد محبت نمايم.
پس از اين كشف جديد، خداوند اين دستور را به من داد كه اين حقيقت شگفتانگيز را با تمامي مسيحيان در سراسر دنيا در ميان بگذارم. در طي آن مشاركت دگرگون كننده با خداوند، نكتة پنجمي به وعظ من در خصوص محبت اضافه گرديد و آن نكته، محبت نمودن به وسيلة ايمان بود.
بزرگترين چيزي كه در دنيا وجود دارد محبت است و محبت بزرگترين امتياز و قدرتي است كه انسان تاكنون شناخته است. اهميت محبت در زندگي و گفتار انسان زماني نمايان گشت كه مسيحيان قرن اول توانستند كيفيت زندگي جديدي را كه قبلاً هرگز تجربه نشده بود، به نمايش بگذارند و اين باعث تغيير مسير تاريخ گرديد. يونانيان، روميان، قومهاي ديگر و يهوديان از يكديگر متنفر بودند بطوري كه حتي موضوع محبت و از خود گذشتگي براي آنها نامأنوس بود. آنها ميديدند كه مسيحيان از ملتهاي مختلف با زبانها و فرهنگهاي متفاوت واقعاً به يكديگر محبت مينمايند و با فداكاري به يكديگر كمك ميكنند با تعجب اظهار مينمودند كه: "ببينيد اين مردمان چگونه يكديگر را محبت مينمايند."
در اين كنفرانس از دانشجويان دعوت كردم تا در "نهضت محبت" شركت نمايند. به آنها پيشنهاد نمودم تا فهرستي از تمامي افرادي كه آنها را دوست ندارند تهيه كرده و سپس به وسيلة ايمان به آنها محبت نمايند.
صبح روز بعد خانم جواني در حالي كه چشمانش از خوشحالي برق ميزد و صورتش ميدرخشيد نزد من آمد و گفت: "ديشب زندگي من تغيير كرد. سالها بود كه از والدينم متنفر بودم. از هفده سالگي تاكنون آنها را نديدهام و حالا بيست و دو سال دارم. پنج سال قبل پس از يك مشاجره، خانهام را ترك كردم و از آن زمان تاكنون نه برايشان نامهاي نوشتهام نه با آنها حرف زدهام. گرچه آنها بارها سعي كردهاند تا مرا تشويق كنند تا به خانه برگردم ولي من مصمم بودم كه هرگز آنها را نبينم. چون از آنها متنفر بودم."
اين خانم جوان ادامه داد: "قبل از اين كه چند ماه پيش مسيحي شوم معتاد بودم، يك هروييني و زناكار. ديشب شما به من نشان داديد كه چگونه بايد والدينم را دوست داشته باشم. من هم قبول كردم. ميخواستم هر چه زودتر از جلسه بيرون بيايم تا به والدينم تلفن كنم. آيا باور ميكنيد؟ حالا من با محبت الهي آنها را دوست دارم و بيصبرانه منتظرم تا هر چه زودتر آنها را
ببينم."
همه مايلند تا ديگران دوستشان بدارند. اغلب روانشناسان بر اين عقيدهاند كه بزرگترين نياز انسان اين است كه محبت نموده و متقابلاً محبت ببيند و هيچ چيزي تاب مقاومت و ايستادگي در مقابل قدرت محبّت را ندارد.
در زبان يوناني سه كلمه وجود دارد كه هر سه آنها در زبان انگليسي به "محبّت" ترجمه شده است؛ كلمة اول "ايروس" (Eros) است كه به تمايلات جسماني دلالت دارد و اين لغت در عهد جديد يافت نميگردد. دومين كلمه "فيلئو" (Philo) است كه در مورد رفاقت و محبّت بين دو دوست يا محبتي كه بين خويشاوندان وجود دارد به كار ميرود و دوست داشتن كسي را تداعي مينمايد كه شايستة محبّت است. سومين كلمه كه بيان كنندة عميقترين و خالصترين نوع محبت، يعني همان محبت الهي است، "آگاپه" (Agape) نام دارد. اين محبت صرفاً از طريق احساسات ابراز نميگردد، بلكه از طريق ارادة شخصي نمايان ميشود.
آگاپه محبت خارقالعاده و بيقيد و شرط خداوند است كه از طريق مرگ مسيح بر روي صليب به خاطر گناهان ما به عاليترين نحو آشكار ميگردد. اين همان محبت خارقالعادهاي است كه خداوند ميخواهد از طريق روحدالقدس در شما به وجود آورده و به وسيلة شما ديگران را نيز از اين محبّت برخوردار گرداند. "آگاپه" محبتي است كه به شخصيت فرد محبت كننده بستگي دارد و نه به شايستگي كسي كه محبت كرده ميشود. و به اصطلاح "آگاپه" محبتي نيست كه ميگويد: "دوستش دارم چون مرا دوست دارد، "بلكه محبتي است كه ميگويد: "عليرغم آن كه مرا دوست ندارد، من دوستش دارم."
خداوند از طريق قلم الهام شدة پولس رسول در اول قرنتيان باب سيزدهم بر اهميت اين نوع محبّت تأكيد مينمايد. در اين قسمت زيبا و برجسته از كتاب مقدس، پولس رسول مينويسد هر كاري را كه بدون محبت براي خدا و ديگران انجام دهيد فاقد ارزش ميباشد. به اين كلمات دقّت نماييد:
"اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويم و محبّت نداشته باشم، مثل نحاس صدا دهنده و سنج فغان كننده شدهام. و اگر نبوّت داشته باشم و جميع اسرار و همة علم را بدانم و ايمان كامل داشته باشم بحّدي كه كوهها را نقل كنم و محبّت نداشته باشم، هيچ هستم. و اگر جميع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبّت نداشته باشم، هيچ سود نميبرم" (اول قرنتيان
13: 1-3).
به عبارت ديگر، در هر كاري كه براي خداوند و ديگران انجام ميدهيد اگر محرك شما محبّت خداوند نباشد، هيچ ارزشي نخواهد داشت. براي رفتن به بخش دوم اينجا كليك كنيد:
"پنج حقيقت دربارة محبت"
|