يك استراتژي جهانياز اولين دروسي كه در كار روزنامهنگاري آموختم اين بود كه يك سرمقالة خوب در يك گزارش خبري حداقل بايد به اين شش سؤال اساسي پاسخ گويد: چه كسي؟ چه چيزي؟ چرا؟ كجا؟ كِي؟ و چگونه؟
در اين كتابچه ميخواهم در مورد يك استراتژي مثبت و عملي كه قادر است به اين شش سؤال اساسي پاسخ گويد با شما صحبت كنم.
1. چه كسي حكم اعظم را صادر نمود و اين فرمان خطاب به چه كسي صادر گرديد؟
غير از خداوندمان عيسي مسيح چه كسي ميتوانست اظهار نمايد كه: "تمامي قدرت در آسمان و زمين به من داده شده است؟" عيسي مسيح پسر بينظير خداست. تولد معجزهآساي او، مرگ او به جاي ما و قيامش مهمترين وقايع تاريخ بشري هستند. خداوند انسان گشت بر روي صليب مرد و از مردگان قيام نمود تا انسان را از گناه رهايي دهد و به هر كس كه مسيح را بپذيرد حيات جاوداني ببخشد. نتيجة اين رويداد عظيم، انقلاب روحاني بود كه باعث دگرگوني دنياي قرن اول شد و باعث به وجود آمدن تغييرات برجستهاي در مسير تاريخ گرديد.
عيساي ناصري، برجستهترين شخصيتي است كه تاكنون در جهان زيسته است و او باعث و باني تغييرات خوب و مثبتي است. عيسي توسط تغيير زندگي صدها ميليون نفر زن و مرد توانسته است تاريخ كّل بشريت را تغيير دهد.
"فيليپ شاف" (Phillip Schaff) مورخ مشهور گفته است: "عيساي ناصري بدون هيچ ثروت و سلاحي توانست بر ميليونها نفر بيشتر از آنچه "آلكساندر كبير" (Alexander)، "جوليوس سزار" (Caesar) و "ناپلئون بناپارت" (Napoleon) غلبه نموده بودند فتح و پيروزي يابد. بدون به كارگيري علم و دانش، عيسي مسيح بيش از تمامي فلاسفه و دانشمندان دنيا جمع شده در يك جا توانست بر همة امور انساني و الهي نور افشاند و براي انسان آشكار سازد. عيسي مسيح بدون آن كه فن فصاحت و بلاغت در سخنوري را در هيچ مدرسهاي آموخته باشد، كلام حياتبخش زندگي را به گونهاي بيان نمود كه تا آن زمان هرگز بيان نشده بود و تاكنون نيز همانند آن بيان نگرديده است و تأثير اين كلام فراتر از سخنان هر ناطق و شاعري است. عيسي مسيح بدون آن كه حتي يك خط از خود چيزي بنويسد، باعث حركت و به جنب و جوش در آمدن قلمهاي بيشماري گرديده است. عيسي مسيح باعث به وجود آمدن موضوعات و انگيزههاي بيشماري براي موعظهها، خطابهها، بحثها، كارهاي هنري و به وجود آمدن آواهاي دلپذير حمد و ستايش گرديده است بطوري كه تمامي انسانهاي بزرگ چه آناني كه در عهد باستان ميزيستهاند و چه آناني كه در عصر حاضر زندگي ميكنند هرگز قادر نبودهاند چنين كاري را انجام دهند. اگر چه عيسي مسيح در آخور به دنيا آمد و همانند يك جنايتكار مصلوب گرديد، ليكن اين مسيح است كه سرنوشت اين دنياي متمدن را تحت كنترل خود دارد و حاكم امپراطوري روحاني است كه سراسر گيتي را در بر ميگيرد.
مسيح زنان و مردان و امتها را تغيير ميدهد و به هر جا كه پيغام مسيح ميرسد، باعث دگرگوني زندگيها ميشود. "دكتر ساموئل زومر" (Dr. Samuel Zwemer) يكي از سردمداران مشهور مذهبي در عصر حاضر دربارة منجي ما اين گونه اظهار ميدارد كه: "مژدة انجيل تنها باعث دگرگوني و تغيير تك تك افراد جامعه نميگردد بلكه باعث تغيير اجتماع نيز ميشود. از زمان "ويليام كري" (William Carey) تاكنون تمامي مأموريتهاي مبشراني كه ثبت و بايگاني گرديده است مبيّن اين حقيقت است كه مبشران مذهبي يك مژدة به تمام معنا اجتماعي و عمومي را به مردم سراسر دنيا رسانيدهاند. آنها معيارهاي پاكي و پاكدامني را در ميان مردم اشاعه دادهاند. مبشران علم بهداشت و تندرستي را به مردم تعليم داده و آنها را با نظامهاي موجود در صنايع پيشرفته و مترقي جهان آشنا ساختهاند. مبشران طرز زندگي توأم با نشاط را به زنان آموختهاند و از عادات و رسوم ضد اجتماعي جلوگيري نموده و توحش و آدمخواري را در بين مردم موقوف اعلام كردهاند و قرباني كردن انسانها و ديگر بيرحميها را منسوخ نمودهاند. آنها با يك برنامهريزي سازمان يافته به كمك و امداد قحطي زدگان شتافتهاند و با جنگهاي قبيلهاي و طايفهاي مقابله كردهاند. روي هم رفته ميتوان گفت كه مبشران ساختار اجتماع را تغيير دادهاند."
پولس رسول در رساله به كولسيان مينويسد: "و او صورت خداي ناديده است، نخست زادة تمامي آفريدگان. زيرا كه در او همه چيز آفريده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمين است از چيزهاي ديدني و ناديدني و تختها و سلطنتها و رياسات و قّوات، همه به وسيلة او و براي او آفريده شد" ( كولسيان 1: 15-16). "يعني سّر مسيح كه در وي تمامي خزاين حكمت و علم مخفي است. كه در وي از جهت جسم، تمامي پريِ الوهّيت ساكن است. و شما در وي تكميل شدهايد كه سر تمامي رياست و قدرت است" (كولسيان 2: 3 ، 9 ،10).
پس هنگامي كه شما همانند شاگردان عيسي، مسيح خداوند را با ديگران آشنا ميسازيد، شما نيز ميتوانيد اطمينان داشته باشيد كه يگانه شخصي را به ديگران معرفي مينماييد كه داراي تمامي قدرت، حكمت و اختيارات است. وقتي شما عيسي را داشته باشيد يعني همه چيز داريد. عيسي فرمود: "آمين آمين به شما ميگويم هر كه به من ايمان آرد، كارهايي را كه من ميكنم او نيز خواهد كرد و بزرگتر از اينها نيز خواهد كرد، زيرا كه من نزد پدر ميروم" (يوحنا 14: 12).
هر گاه شما به عنوان سفيران عيسي در اطاعت كامل و با ايمان حركت كنيد، هيچ قدرتي تاب مقاومت و مقابله با شما را نخواهد داشت. اين وعده متعلق به شماست: "اي فرزندان، شما از خدا هستيد و بر ايشان غلبه يافتهايد زيرا او كه در شماست، بزرگتر است از آنكه در جهان است" (اول يوحنا 4: 4). همچنين در متي 16: 18 ميخوانيم: "و من نيز تو را ميگويم كه تويي پطرس و بر اين صخره كليساي خود را بنا ميكنم و ابواب جهّنم بر آن استيلا نخواهد يافت". هر چه بيشتر درك نماييد كه عيسي كيست و چه كارهايي انجام داده است و قادر است چه كارهايي براي شما و از طريق شما انجام دهد، بيش از پيش مايل خواهيد بود تا به او اعتماد و خدمت كرده و از او اطاعت نماييد.
عيسي مسيح حكم اعظم را خطاب به چه كسي صادر نمود؟ عيسي مسيح حكم اعظم را فقط به يازده حواري خود نداد، بلكه اين حكم خطاب به تمام كساني است كه در طول قرون و اعصار به او ايمان ميآوردند. بنابر اين هر مسيحي بايد به عنوان يك ضرورت و بطور مستمر براي تحقق حكم اعظم مسيح، به عنوان يك راه زندگي كمك كرده و سهيم شود و هر مسيحي با سرمايهگذاري زندگي، استعدادها و داراييهاي خود ميتواند اين كار را انجام دهد.
مدت كوتاهي پس از اين كه عيسي حكم اعظم را صادر نمود، خداوند روحالقدس، در روز پنطيكاست زندگي شاگردان را دگرگون ساخته و به آنها قدرت بخشيد، بطوري كه شاگردان جسورانه و با شهامت و دليري تمام مايل بودند تا زندگي خود را به خطر انداخته و پيغام محبّت و آمرزش خداوند را در مسيح به همه اعلام نمايند. اينها همان شاگرداني بودند كه در طول محاكمه و مصلوب شدن عيسي او را انكار نموده و او را تنها گذاشته بودند. در واقع به غير از يوحنا كه پس از اين كه از سوزانيده شدن به خاطر ايمانش در خمرهاي روغن داغ رهايي يافت و به جزيرة "پطمس" (Patmos) تبعيد گرديد، بقية شاگردان مسيح به دليل موعظة انجيل به شهادت رسيدند.
بنا به دلايلي اين طرز تفكر در ما به وجود آمده است كه بين ما و مسيحيان اوليه تفاوت وجود دارد. ما معتقد هستيم كه مسيحيان اوليه داراي يك كيفيت زندگي بخصوصي بودند كه ما قادر نيسيتيم به آن دست يابيم. ولي بايد بدانيم كه اين يك واقعيت تاريخي است كه عيسي مسيح حكم اعظم خود را خطاب به افراد كاملاً عادي و معمولي از طبقة كارگر صادر نمود. انسانهايي كه داراي ضعفها همانند ما بودند. تنها تفاوتي كه بين اغلب مسيحيان اوليه و اكثريت ايمانداران عصر حاضر وجود
دارد، دو پديدة مهمي است كه براي مسيحيان آن زمان اتفاق افتاده بود.
اول آن كه، آنها ايمان كامل داشتند كه خداوند آنها قيام نموده و بر مرگ غلبه يافته است. خداوندي كه در ميان آنها زندگي نمود و بايد روزي بازگشت نمايد و بر روي زمين سلطنت خود را برقرار سازد.
دوم آن كه، مسيحيان آن زمان از روحالقدس پر بودند.
امروز نيز، اگر تعداد كافي از مسيحيان خود را كاملاً تسليم خداوندي نمايند كه قيام كرده و روزي بازگشت خواهد نمود و اجازه دهند كه به وسيلة روح او كنترل شده و قوت بيابند، آنها نيز قادر خواهند بود تا دنياي امروز خود را دگرگون ساخته و يك انقلاب مقتدر و عظيم روحاني را تجربه نمايند، همانند آنچه كه مسيحيان قرن اول تجربه نمودند.
2. حكم اعظم چيست؟
حكم اعظم، دستور خداوند ما است تا مژدة انجيل را در سرتاسر جهان به همه كس و به تمامي امتها اعلام كرده و آنها را شاگرد سازيم. اين فرمان شامل ساختن شاگردان و تكثير آنها در تمامي ملل جهان ميباشد، تا آنها نيز بتوانند به نوبة خود امتهاي خويش را با خبر خوش سيراب كنند و آنها نيز شاگردان ديگري را تعليم دهند و اين عمل همچنان به وسيلة تكثير روحاني نسل به نسل ادامه يابد.
عيسي مسيح به ما فرمان نداده است تا همة امتها را مسيحي كنيم، بلكه او ما را به اين دليل خوانده است تا ديگران را شاگرد ساخته و به آنها بشارت دهيم. وظيفة ما اين است كه مژدة نيروبخش مسيح را موعظه كرده و به ديگران تعليم دهيم و اين وظيفه و مسؤوليت روحالقدس است تا شهادت ما را مؤثر سازد. البته همراه با مسؤوليتي كه مسيح به ما سپرده است، او هر آنچه كه لازمة يك شهادت مؤثر است را نيز به ما داده است.
3. چرا بايد به تحقق يافتن حكم اعظم كمك كنيم؟
حداقل چهار دليل خوب براي اين كار وجود دارد:
دليل اول، عيسي خود امر فرمود كه ما بايد براي انجام حكم اعظم كمك نماييم. يك مربي ورزش خوب، فهرستي از قوانين و مقررات را تهيه كرده و به ورزشكاران ميدهد و به آنها ميگويد: "اگر ميخواهيد عضوي از تيم ما باشيد بايد اين كارها را انجام دهيد."ورزشكاران تعهد ميكنند كه از تمامي قوانين اطاعت كنند، در غير اين صورت از عضويت تيم محروم ميگردند.
كارفرما به كارمند خود ميگويد: "اين قوانين ما است"، و كارمند موظف است تا از اين قوانين اطاعت نمايد، در غير اين صورت شغلش را از دست ميدهد.
در زمان جنگ، فرمانده دستورات مخصوص را صادر مينمايد. سرباز وظيفه دارد تا از اين دستورات اطاعت كند، در صورتي كه سربازي از اين دستورات سرپيچي كند، محاكمة نظامي شده و به احتمال قوي راهي زندان خواهد شد و يا او را اعدام خواهند كرد. حكمي كه صادر خواهد شد بستگي به اهميت و جديت خطايي خواهد داشت كه از سرباز مورد نظر سر زده است.
خداوند ما دستور صادر نموده است كه: "برويد" و هيچ ايماندار واقعي نميتواند اين دستور را دست كم بگيرد.
ولي اغلب مسيحيان هرگز اين دستور خداوندمان را جدي نگرفتهاند. ما در حقيقت مشغول بازي كردن هستيم، در حالي كه دنياي ما در حال اشتعال است و در شعلههاي آتش ميسوزد. ما همانند مردان و زناني ميمانيم كه بر روي ديوارهايي كه سوخته شدهاند، عكسهايي را مرتب و جابجا ميكنيم. ما دايماً دربارة موضوعات حاشيهاي و جانبي بحث و گفتگو ميكنيم، در حالي كه اين قلب انسانها است كه نياز به دگرگون شدن دارد. مشكلاتي كه جهان امروز با آن روبه رو است و نسل بشر را تهديد مينمايد، تنها از طريق ايمان به مسيح و اطاعت از اوامر او قابل حل ميباشد.
اگر مايل هستيم تا خداوندمان را جدي بگيريم، بايد با تمامي وجود، خود را وقف انجام حكم اعظم او بنماييم، وقت، استعدادها و تمامي دارايي خود را در راه اطاعت از فرمان اعظم او قرار دهيم. البته ما نبايد اين كار را صرفاً از روي حس وظيفه شناسي انجام دهيم، بلكه انگيزة ما بايد ابراز محبّت و حقشناسي نسبت به مسيح و براي آنچه كه او براي ما انجام داده است باشد. اگر ما مايل هستيم تا از مسيح اطاعت نماييم، همان يك كلمة "برويد" كه او ميفرمايد، براي به راه افتادن ما بايد دليل كافي باشد. در مرقس 8: 34-38 دستور خداوند را كه خطاب به تمامي شاگردان خود فرموده است را ميخوانيم:
"... هر كه خواهد از عقب من آيد، خويشتن را انكار كند و صليب خود را برداشته، مرا متابعت نمايد. زيرا هر كه خواهد جان خود را نجات دهد، آن را هلاك سازد؛ و هر كه جان خود را به جهت من و انجيل بر باد دهد آن را برهاند. زيرا كه شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنيا را ببرد و نَفس خود را ببازد؟ يا آنكه آدمي چه چيز را به عوض جان خود بدهد؟ زيرا هر كه در اين فرقة زناكار و خطاكار از من و سخنان من شرمنده شود، پسر انسان نيز وقتي كه با فرشتگان مقّدس در جلال پدر خويش آيد، از او شرمنده خواهد گرديد" .
همچنين در مرقس 10: 29-30 و يوحنا 14: 21 خداوند وعده داده است تا بركات عظيم و پاداش را نصيب كساني نمايد كه از او اطاعت ميكنند: "هر آينه به شما ميگويم كسي نيست كه خانه يا برادران يا خواهران يا پدر و مادر يا زن يا اولاد يا املاك را به جهت من و انجيل ترك كند، جز اينكه الحال در اين زمان صد چندان يابد از خانهها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاك با زحمات، و در عالم آينده حيات جاوداني را" (مرقس10: 29-30).
"هر كه احكام مرا دارد و آنها را حفظ كند، آن است كه مرا محبّت مينمايد، و آنكه مرا محبّت مينمايد، پدر من او را محبّت خواهد نمود و من او را محبت خواهم نمود و خود را به او ظاهرخواهم ساخت" (يوحنا 14: 21).
دليل دوم، انسانها بدون مسيح گمشده هستند. عيسي فرمود: "من راه و راستي و حيات هستم. هيچ كس نزد پدر جز به وسيلة من نميآيد" (يوحنا 14: 6).
شايد اين گفته به نظر شما تنگنظرانه، متعصبانه، بيمحبتانه و از روي عدم بردباري بيان شده باشد، ولي اين چيزي است كه عيسي مسيح فرموده است و او خدا است! سالها است كه من اين سؤال را از مردم سراسر دنيا ميپرسم كه: "آيا آنها خداوند را يافتهاند؟" به غير از كساني كه از طريق يك برخورد عالي مسيح را شخصاً ملاقات نمودهاند، پاسخ بقية مردم به اين سؤال اين است كه: "هنوز خداوند را نيافتهام، ولي دارم دنبال او ميگردم اميدوار هستم كه او را بيابم!"
تا زماني كه كسي مسيح را در زندگي خود نپذيرد، هرگز خداوند را نخواهد يافت. آيا شما واقعاً ايمان داريد كه انسانها بدون مسيح گمشده هستند؟ آيا به نظر شما خويشاوندان، دوستان، همسايگان و همكاران شما كه مسيح را نميشناسند روحاً گمشده هستند؟ كلام خداوند به وضوح بر اين امر تأكيد مينمايد كه: "و در هيچ كس غير از او نجات نيست زيرا كه اسمي ديگر زير آسمان به مردم عطا نشده كه بدان بايد ما نجات يابيم" (اعمال رسولان 4: 12).
پس تمامي مردان، زنان، پسران و دختران بدون مسيح گمشده ميباشند.
دليل سوم، انسانها در همه جاي دنيا تشنة خداوند هستند. از زمان خلقت انسان، تشنگي او براي خداوند از هزاران طُرق مختلف به اثبات رسيده است، و همگي ما اين مطلب را از زمان آغاز كار "كمپس كروسيد فر كرايست" شخصاً تجربه نمودهايم. اين جزوي از برنامة تعليمي جهاني ما است كه هر هفته چندين ساعت را صرف بشارت دادن مينماييم بشارتها به صورت انفرادي و يا در مجامع محلي يا در كنار سواحل دريا و يا به صورت گردهماييهاي عمومي انجام ميگيرد.
اغلب اوقات در طول يك بعد از ظهر، هزاران نفر دعا كرده و مسيح را ميپذيرند. براي مثال، در يك كنفرانس تعليمي رهبري در "سئول" (Seoul)، تعداد ده هزار (000 /10) نفر كرهاي در بين مردم بشارت دادند و تعداد شانزده هزار نفر با آنها دعا كرده و مسيح را در زندگي خود پذيرفتند. در طول تعطيلات سه روزهاي عيد قيام، هفده هزار نفر اين پيغام را شنيدند كه ميتوانند يك رابطة شخصي با مسيح داشته باشند. اين خدمت بشارتي توسط يكصد و پنجاه و پنج ( 155 ) نفر از كاركنان ما در مكزيك و بيست و پنج (25) نفر از كاركنان آمريكاي لاتين "كمپس كروسيد فر كرايست" انجام گرفت. در اين بين، يك هزار و دويست و چهل و پنج ( 245/1 ) نفر اظهار كردند كه مسيح را در زندگي خود پذيرفتهاند. كاركنان "كمپس كروسيد فر كرايست" كه در كشور هندوستان مشغول خدمت ميباشند، دعا كردند كه در طول يك سال پنج هزار نفر از دانشجويان عيسي مسيح را در زندگي خود بپذيرند و خداوند به دعاي آنها پاسخ داد، بطوري كه حتي بيش از پنج هزار نفر در طول يك سال مسيح را پذيرفتند.
در مدت تقريبي شش ماه، چهار تيم ورزشي "كمپس كروسيد فر كرايست"، دو گروه از خوانندگان به همراه "آندره كول" (Andre Kole)، كه يكي از تردستان مشهور است، ادعاهاي مسيح را در حضور سيصد و پنجاه و يك هزار و هشتصد و هشتاد و هفت ( 887/351 ) نفر از دانشجويان به صورت نمايشهاي مختلف به معرض اجرا گذاشتهاند. تعداد اين نمايشها ششصد و بيست و نه ( 629 ) عدد بود. بيش از پنجاه هزار نفر از اين دانشجويان اظهار كردند كه مسيح را به عنوان نجاتدهندة خود پذيرفتهاند. علاوه بر اين تعداد، هزاران نفر از دانشجويان و مردم عادي از طريق خدمات بشارتي ديگري كه اعضاي "كمپس كروسيد فر كرايست" عرضه داشتهاند، خود را تسليم مسيح نمودهاند و اين افراد به نوبة خود توانستهاند به ديگران نيز تعليم دهند.
دهها ميليون نفر در سراسر دنيا اظهار نمودهاند كه پس از اين كه فيلم "عيسي" را به زبان مادري خود تماشا كردهاند، تصميم گرفتهاند تا خود را تسليم مسيح نمايند.
باربر هتلي را به خاطر ميآورم كه در آنجا سكونت ميكردم. وقتي پيغام مسيح را با او در ميان گذاشتم او با دلسردي و مأيوسانه برخورد نموده و گفت: "باربرها آدمهاي مهمي نيستند و مردم به آنها با ديدة حقارت مينگرند."
دستم را بر روي شانهاش گذاشتم و به او گفتم: "ميخواهم بداني كه خداوند تو را دوست دارد و من هم تو را دوست دارم و در نظر خداوند تو به اندازة مشهورترين شخص دنيا مهم و با ارزش هستي."
روحالقدس قبلاً قلب او را براي پذيرفتن "خبر خوش" آماده نموده بود و او بلافاصله پس از اين كه با هم زانو زده و دعا ميكرديم مسيح را به عنوان نجاتدهندة خود پذيرفت.
در همه جاي دنيا انسانها تشنة خداوندمان عيسي هستند.
دليل چهارم، تا فرصت باقي است و درها هنوز بسته نشده است بايد اين تكليف كامل گردد. هرگز مزارع روحاني تا اين اندازه آمادة حصاد نبوده است. ما حق نداريم تا اين چنين فرصت بيسابقهاي را از دست دهيم. اگر در نظر داريد تا كاري براي مسيح و ملكوت او انجام دهيد، تا وقتي كه حصاد به پايان نرسيده است و هنوز فرصت باقي است، اين كار را انجام دهيد.
4. حكم اعظم چه زماني تحقق خواهد يافت؟
حكم اعظم ايدة خداوند ما است و تنها او در حاكميت مطلق خود و با علم لاينتاهي كه دارد، زمان انجام حكم اعظم را ميداند. ولي از آنجايي كه خداوند خود اين دستور را به ما داده است كه ما را براي انجام اين حكم مجهز مينمايد، ما بايد اين گونه فرض كنيم كه او مايل است تا در هر نسلي اين حكم به انجام رسد.
امروزه تمامي ملل جهان، مژدة انجيل را از طُرق مختلف ميشنوند. برخي از طريق شاگردان تعليم يافته، برخي ديگر از طريق راديو، تلويزيون و بعضي از طريق جزوات و انتشارات مختلفي كه در دسترس آنها قرار ميگيرد مژدة نجات را ميشنوند. اگر چه امروزه در هر امتي شاهدي براي مسيح وجود دارد ولي حكم اعظم مسيح هنوز تحقق نيافته است. ولي تا زماني كه تعداد شاگردان در هر ملتي به اندازة كافي نباشد تا تمامي مردم آن كشور را با مژدة نجات سيراب نمايد، حكم اعظم تحقق نخواهد يافت. به همان اندازه كه صحبت با ديگران براي ما جالب توجه است، شاگردسازي براي مسيح نيز بايد براي ما جالب باشد و بايد همواره در صدد تكثير نمودن و افزايش دادن تعداد مسيحيان باشيم.
انجام حكم اعظم بدين معنا نيست كه هر كس ، در نسل حاضر بايد به مژدة انجيل عكسالعمل مثبت نشان دهد. بعضي از افراد به دليل اين كه قلبهايشان از لحاظ روحاني سخت و غير قابل نفوذ است، حتي شايد با شنيدن مژدة انجيل مخالف باشند. ديگران شايد از لحاظ رواني و فيزيكي آمادگي لازم را نداشته باشند تا عكسالعمل مثبت نسبت به مژدة انجيل نشان دهند. وظيفة ما اين است تا با هر كس كه ملاقات ميكنيم با دعا، آگاهي و قدرت، مژدة انجيل را به آنها اعلام نماييم و نتيجه را به خداوند واگذار نماييم.
ولي بايد بدانيم كه اكثريت كساني كه مژدة انجيل را ميشنوند مسيحي نخواهند شد، ولي حداقل اين فرصت را خواهند داشت تا مژدة انجيل را بشنوند. ما معتقديم كه هر زن و مرد و كودكي كه بر روي كرة زمين زندگي ميكند اين حق را دارد كه پس از شنيدن مژدة انجيل بطور واضح، روشن و متناسب با آداب و فرهنگ خود به آن پاسخ مثبت دهد. اين عادلانه نيست كه ميليونها نفر از مردم آمريكا اين فرصت را داشته باشند تا مژدة نجات را هزاران بار بشنوند ولي بيش از دو بيليون نفر از افراد ديگر جهان حتي يك بار نيز اين فرصت را نيابند.
اگر قرار است تا حكم اعظم در عصر حاضر تحقق يابد، اكنون زماني است كه بايد حركت كرد. ما هم اكنون بايد حركت را آغاز نماييم و هر روز خود را وقف اين كار نماييم و محبت و آمرزش خداوند را با هر كس كه ملاقات ميكنيم در ميان بگذاريم. از همان لحظهاي كه صبح از خواب بيدار ميشويم تا زماني كه شب به خواب ميرويم، در ميان گذاشتن "مژدة شادي بخش نجات" بايد در اولويت زندگي ما قرار بگيرد.
5. براي انجام حكم اعظم بايد به كجا برويم؟
براي انجام حكم اعظم بايد به تمام جهان برويم و مسيح به ما استراتژي داده است تا از آن پيروي نماييم. قبل از اين كه مسيح به آسمان صعود نمايد، به شاگردانش فرمود: "ليكن چون روحالقدس بر شما ميآيد، قّوت خواهيد يافت و شاهدان من خواهيد بود، در اورشليم و تمامي يهوديّه و سامره و تا اقصاي جهان" (اعمال رسولان 1: 8).
اين دستور در واقع به ما پيشنهاد مينمايد تا به تمامي مناطق جهان در يك زمان واحد، از اورشليم گرفته تا اقصاي جهان كمك نماييم. من پيشنهاد ميكنم تا ابتدا از اورشليم خودتان شروع نماييد. يعني با اعضاي خانوادة خود مسيح را در ميان بگذاريد و سپس با همسايگان، همكلاسيها، همكاران اداره و يا كارگران كارخانهاي كه در آن كار ميكنيد مسيح را در ميان بگذاريد. سپس در جستجوي يافتن راههايي باشيد تا بتوانيد در جامعة خود ايالت و سپس تمامي مردم كشور خود كه يهودية شماست مسيح را در ميان بگذاريد و سپس به سراغ بقية جهان برويد.
خداوند از شما ميخواهد تا از طريق دعا، كمكهاي اقتصادي، يا از طريق فعاليت شخصي خود، يا به وسيلة هر سه عامل ذكر شده براي انتشار اين خبر خوش به تمامي جهان كمك نماييد.
6. حكم اعظم چگونه انجام خواهد گرفت و شما چگونه ميتوانيد كمك كنيد؟
اين سؤال بزرگي است كه اغلب مردم با آن مواجه هستند. شايد شما با خود فكر ميكنيد كه: "من باور دارم كه انسان بدون مسيح گمشده است و معتقدم كه اكثر انسانها آمادهاند تا مسيح را بپذيرند. مايل هستم تا از دستور خداوند اطاعت نمايم و براي انجام حكم اعظم كمك نمايم، ولي نميدانم كه خداوند در اين رابطه از من چه ميخواهد؟ و چگونه بايد شروع نمايم؟"
انجام حكم اعظم تنها زماني امكانپذير است كه ميليونها مسيحي با يكديگر همكاري كنند و با استفاده از منابع مشترك موجود، اين فرمان را كامل نمايند. هر مسيحي بايد يك استراتژي شخصي و جداگانهاي داشته باشد كه متناسب و هماهنگ با استراتژي جهاني خداوندمان باشد.
استراتژي "كمپس كروسيد فر كرايست" براي انجام حكم اعظم، "حيات جديد 2000" خوانده ميشود. اين برنامه براي بسيج نمودن ميليونها نفر از مسيحيان در هزاران كليسا ميباشد كه با نامهاي مختلف مشغول خدمت هستند، تا تمامي كليساها و سازمانها بتوانند مژدة انجيل را تا سال 2000 به شش بيليون نفر جمعيت جهان اعلام نمايند.
اين برنامة جهاني كه به وسيلة هزاران رهبر مسيحي در تمامي قارهها پشتيباني و تأييد ميشود جمعيت جهان را به مناطق يك ميليوني تقسيم نموده است. در حال حاضر ما مشغول تأسيس پنج هزار مركز تعليم "حيات جديد تا سال 2000" هستيم. در اين مراكز رهبران تعليم يافتهاي مشغول فعاليت هستند تا طريق تكثير روحاني را تعليم دهند. تعداد دههزار گروه، فيلم "عيسي" را به نمايش ميگذارند و به وسيلة استفاده از فيلم و ديگر وسايل بشارتي كمك ميكنند تا مژدة انجيل به هر كدام از اين مناطق يك ميليوني برسد. هدف اصلي و مقصود نهايي ما از همكاري با هزاران مسيحي از كليساهاي مختلف اين است كه:
1. بتوانيم تا سال 2000 مژدة انجيل را به بيش از شش ميليون نفر برسانيم.
2. بتوانيم يك بيليون نفر از اين تعداد را با مسيح آشنا سازيم.
3. بتوانيم حداقل پنج ميليون گروه خانگي "حيات جديد در سال 2000" را تشكيل دهيم تا در كار خدمت براي تعليم شاگردان جديد مسيحي به تعداد دويست ميليون نفر فعاليت داشته باشند.
4. بتوانيم در هشت هزار دانشكده و دانشگاههايي كه از لحاظ سوقالجيشي در سراسر دنيا در موقعيت مناسبي قرار دارند مسيح را با دانشجويان و اساتيد دانشگاهها آشنا سازيم.
5. بتوانيم تعداد پنج ميليون كليسا در بين تمامي گروههاي مردمي در سرتاسر كرة زمين بنا نماييم.
تا سال 1990 فيلم "عيسي" به بيش از يكصد و شصت و چهار زبان دوبله شده بود و بيش از چهار صد و بيست و پنج ميليون نفر آن را تماشا كرده بودند. تاكنون دهها ميليون نفر از طريق تماشاي فيلم " عيسي " ، مسيح را در زندگي خود پذيرفتهاند . هدف ما اين است كه تا سال 1995 ميلادي بتوانيم فيلم "عيسي" را به سيصد زبان مهم دنيا و همچنين به بيش از يك هزار گويشهاي مختلف دوبله نماييم.
مركز تعليم "حيات جديد در سال 2000" در كشور "تايلند" (Thailand) توسط شش مركز خود توانسته است به بيش از شش ميليون نفر در شمال شرقي تايلند مژدة انجيل را اعلام نمايد. از اين شش ميليون نفر، تعداد بيش از دو ميليون نفر تصميم خود را در مورد نجات گرفتهاند، تعداد بيش از بيست هزار گروه تعليمي تربيتي "حيات جديد" در منازل شروع به فعاليت نمودهاند و در اين كشور تعداد سيصد هزار كليساي جديد بنا گرديده است. ما دعا ميكنيم كه نمونههايي از اين قبيل در پنج هزار مركز ديگر از "مناطق يك ميليوني" كه قبلاً به آن اشاره نموديم در سراسر دنيا افزايش يابد.
از سال 1951 ميلادي تاكنون، مركز "كمپس كروسيد فر كرايست" طي يك استراتژي سازمان يافته براي آشنا نمودن هر چه بيشتر مردم با مسيح، بناي آنها در ايمانشان و فرستادن آنها به سراسر دنيا براي اعلام خبر خوش محبت و آمرزش خداوند، توانستهاند از طريق مأموريتهاي مختلف بشارتي دهها ميليون نفر را با عيسي مسيح خداوند آشنا سازند.
از هر روشي كه قابل تصور باشد، براي آشنا سازي مردم با خداوند استفاده ميشود. از جمله ميتوان از بشارت انفرادي، جلسات بزرگ بشارتي، شهادت در منازل به وسيلة مطالعة كتاب مقدس، بشارت در گروههاي كوچك، بشارت از طريق ارتباطات تلفني، تماشاي فيلم، نوارهاي ضبط صوت، راديو، تلويزيون، مكاتبات مستقيم، بشارت از طريق بر پا نمودن ضيافتهاي قهوه، چايي، صبحانه و نهار هم براي مردان و هم براي زنان، بشارت از طريق فيلم "عيسي" و بالاخره از طريق انتشار و توزيع جزوات و مقالات مختلف در رابطه به بشارت را نام برد.
بنا نمودن اشخاص در ايمانشان مستلزم داشتن مشاركت و راهنمايي آنها از طريق شركت در كليساهاي محلي، جلسات خانگي مطالعة كتاب مقدس و يا شركت در گروههاي كوچك ميباشد. به مسيحيان تعليم داده ميشود كه چگونه بايد كتاب مقدس و الهام شدة خداوند را مطالعه كنند، چگونه بايد دعا كنند و در محبت مسيح و در قدرت روحالقدس سلوك نمايند. آنها دربارة محبت بيقيد و شرط خداوند و آمرزش كامل او ميآموزند. آنها همچنين ميآموزند كه چگونه به دليل مرگ عيسي به خاطر گناهان ما بر روي صليب ما مورد قبول خداوند واقع گشتيم. به مسيحيان دربارة قدرت قيام مسيح كه در اختيار آنها نيز قرار گرفته است تعليم داده ميشود، همان قدرتي كه ما را قادر ميسازد تا يك زندگي شاد، پيروزمندانه و مثمر ثمري داشته باشيم.
رشد مسيحي هنگامي تسريع مييابد كه به هر فرد تعليم داده شود كه چگونه بايد ايمانش را با ديگران در ميان بگذارد. اين باعث تشويق ميشود تا شهادت دادن را جزوي از زندگي خود دانسته و بتوانند بطور مداوم و مستمر عيسي را با ديگران آشنا سازند.
اگر تأكيد صحيح بر روي اين موضوع شود كه چرا بايد مسيحيان به جهان رفته و بشارت دهند، نتيجة حتمي و مسلم اين خواهد بود كه تعداد بيشتري به مسيح روي خواهند آورد و در ايمانشان استوار خواهند گرديد. اگر هر مسيحي به درستي محبت و آمرزش خداوند را درك نمايد و بياموزد كه چگونه بايد ايمان خود را در مسيح با ديگران نيز در ميان بگذارد، ديگر هرگز حاضر نخواهد بود كه يك مسيحي جسماني يا دنيوي باقي بماند و يا از لحاظ روحاني يك مسيحي ناتوان ، ضعيف و بيثمر باشد كه ولرم است. همانند شاگردان مسيح كه دامهايشان بطور معجزهآسايي از ماهي پر گرديد، اين چنين شخص "همه چيز را رها خواهد كرد و از عيسي پيروي خواهد نمود."
براي اين كه بتوانيم استراتژي موفقيتآميزي براي كمك در انجام كار جهاني بشارت داشته باشيم، لازم است تا دعا كردن را در اولويت قرار دهيم. در حال حاضر بطور اضطراري به ميليونها نفر از شاگرداني نياز داريم تا هر روز صميمانه در اين رابطه دعا كنند. ما از خداوند ميخواهيم تا ميليونها نفر از مسيحيان را ملزم سازد كه همراه "كمپس كروسيد فر كرايست" براي انجام حكم اعظم دعا كنند. اين مسيحيان در حكم سربازاني عمل ميكنند كه هر روز در دعا شفاعت ميكنند تا بيداري عظيم روحاني در سراسر دنيا به وجود آيد.
براي رفتن به بخش چهارم اينجا كليك كنيد: ""استراتژي شخصي" شما"
|