آمادگي شخصي، اطمينان از اين كه يك مسيحي هستيد، اعتراف به گناهان، پر شدن از روحالقدس و آمادگي براي انتقال ايمان خود به مسيح، قسمت اول چگونگي شهادت پرثمر است. قسمت دوم برداشتن نخستين گام ميباشد.
برداشتن نخستين گام شامل چهار مرحله است. بياييد هر كدام را بطور خلاصه مرور كنيم: 1. دعا مطابق كلام مقدس خدا در اول يوحنا 5: 14-15 "و اين است آن دليري كه نزد وي داريم كه هر چه بر حسب ارادة او سؤال نماييم، ما را ميشنود. و اگر دانيم كه هر چه سؤال كنيم ما را ميشنود، پس ميدانيم كه آنچه از او درخواست كنيم مييابيم". آيا شما هم ميخواهيد تا عزيزان، دوستان و همسايههايتان نزد مسيح بيايند؟ پس آنها را براي خداوند مطالبه كنيد.
از خداوندمان پيروي كنيد كه در مقام كاهن اعظم در يوحنا 17: 9 اين گونه دعا نمود: "من بجهت اينها سؤال ميكنم و براي جهان سؤال نميكنم، بلكه از براي كساني كه به من دادهاي، زيرا كه از آنِ تو ميباشند". پولس و ديگر افرادي كه عهد جديد را نوشتهاند، بارها خواستار دعا براي ديگران و نيز خود شدهاند.
قبلاً براي عزيزانم با گريه دعا ميكردم و از آنها التماس ميكردم تا به سوي عيسي بيايند. سپس روزي رسيد كه متوجه شدم خداوند نميخواهد آنها هلاك شوند و خداوند آنها را بيش از من دوست دارد، پس شروع به شكرگزاري نمودم، با اين ايمان كه عزيزانم بالاخره روزي مسيحي خواهند شد. بسياري از اين عزيزان هم اكنون عيسي را در زندگي خود پذيرفتهاند، ولي مرتب اسامي جديدي به اين فهرست اضافه ميشود.
همان گونه كه عيسي دعا نمود و فرمود كه روحالقدس در زندگي شاگردانش عمل خواهد نمود، شما نيز ميتوانيد دعا كنيد كه روحالقدس بيايمانان را ملزم سازد و در قلب آنها ميل و اشتياق شديدي براي خداوند ايجاد نمايد . كلام خدا اين وعده را به ما ميدهد: "خداوند در وعدة خود تأخير نمينمايد چنانكه بعضي تأخير ميپندارند، بلكه بر شما تحمّل مينمايد چون نميخواهد كه كسي هلاك گردد بلكه همه به توبه گرايند" (دوم پطرس 3: 9).
اما بعضي مواقع به دليل اين كه وقتهاي خداوند بر ما پوشيده است، خداوند منتظر ميماند تا دعاي صميمانة يك ايماندار باعث شود تا روحالقدس در قلب آن شخص ساكن گردد. گفته شده است: "دعا وسيلهاي نيست كه توسط آن بتوان ارادة خدا را تغيير داد، بلكه دعا وسيلهاي براي توكل نمودن به ارادة او است."
اگر چه خداوند مايل نيست "كسي هلاك شود بلكه ميخواهد تا همه توبه كنند" ولي بايد بدانيد كه برنامههاي او هميشه با برنامههاي شما مطابقت ندارد. به خداوند اعتماد كنيد و از او براي نجات و رشد روحاني كساني كه شما را ملزم ميسازد تا برايشان دعا كنيد، تشكر كنيد. مطابق كلام خدا و تجربة شخصي خودم، ميتوانم به شما اطمينان دهم كه اگر مايل هستيد تا عزيزانتان به سوي مسيح بيايند، نقطة شروع كار دعا كردن شما است.
يك فهرست دعا و يك دفتر يادداشت براي دعا تهيه نماييد و با ذكر اسامي براي بيايمانان، مسيحيان و وقايع خاص دعا كنيد. وقتي خداوند پاسخ دعاي شما را داد، تاريخ و نحوة پاسخ خدا به دعايتان را شرح داده و ثبت كنيد. پس از گذشت مدت كوتاهي شما گزارشي از وفاداري خداوند را در دفتر خود خواهيد داشت و اين باعث تشويق شما شده و باعث ميشود تا ايمان شما و اطرافيانتان قويتر شود. 2. برويد يكي از بزرگترين موانعي كه در شهادت دادن وجود دارد مشكل رفتن است. در اين رابطه انواع و اقسام بهانهها را ميشنويم. برخي ميگويند: "من خيلي گرفتار هستم". برخي ديگر ميگويند: "من منتظر هستم تا روحالقدس مرا نزد كسي هدايت كند تا به او شهادت دهم". منتظر نباشيد كه روحالقدس شما را "هدايت كند". عيسي خداوند قبلاً به شما امر فرموده است كه اين خبر خوش را به تمام كساني كه به شما گوش خواهند داد، برسانيد. منتظر نباشيد كه مردم نزد شما بيايند. همان طور كه از عيسي پيروي ميكنيد، او شما را نزد كساني كه خود قبلاً آنها را آماده ساخته است، هدايت خواهد نمود.
به خاطر داشته باشيد كه بزرگترين چيزي كه تاكنون براي شما اتفاق افتاده است، شناختن مسيح ميباشد، و بزرگترين كاري كه شما ميتوانيد براي كسي انجام دهيد شناسانيدن مسيح به او است. اگر اين مطلب حقيقت دارد، پس شما بايد در مورد اولويتهاي زندگي خود تجديد نظر كنيد. شما وقت خود را چگونه ميگذرانيد؟ آيا هر روز وقتي را صرف ميكنيد تا مسيح را به يك نفر بشناسانيد؟
براي اين كه شهامت بيشتري به دست آوريد، بد نيست كه بدانيد بسياري از كارمندان "كمپس كروسيد فر كرايست" (Campus Crusade for Christ)، منجمله خودم، طبيعتاً كمرو هستند. سخن گفتن دربارة مسيح هميشه براي ما كار سادهاي نيست. ولي از آنجايي كه عيسي آمد تا گمشده را بجويد و نجات دهد و چون او در ما زندگي ميكند، فقط كافي است از او بخواهيم به ما شهامت و دليري دهد تا با قدرت راجع به او سخن گوييم.
هر گاه براي دقايقي با شخصي تنها هستم، مانند اين است كه من در آن لحظه يك قرار ملاقات الهي دارم تا اين خبر خوش يعني محبت و آمرزش خداوند را با آن شخص در ميان بگذارم.
براي مثال يك بار كه در "آتلانتا" (Atlanta) بودم به يك مركز خريد كوچك رفتم تا يك كراوات بخرم. مسؤول فروشگاه كراواتها را جلويم گذاشت. همان طور كه در حال انتخاب كراوات مناسبي بودم تا با كت و شلوارم هماهنگي داشته باشد به مسؤول فروشگاه گفتم كه براي ملاقات و صحبت با رهبران مسيحي به اين شهر آمدهام تا با آنها در مورد راههايي كه ميتوانند ملت ما را به سوي خداوند باز گردانند، صحبت كنم. سپس از مسؤول فروشگاه سؤال كردم: "آيا شما مسيحي هستيد؟"
او پاسخ داد كه مسيحي نيست ولي ميخواهد كه يك مسيحي شود. كتاب چهار اصل معنوي را به او نشان دادم، همان طور كه كتابچه را برايش ميخواندم، رسيدم به اصل چهارم كه در آن توضيح داده ميشود كه چگونه بايد مسيح را در زندگي خود پذيرفت و با اين دعا تمام ميشود:
"اي عيسي خداوند، من محتاج تو هستم. تو را شكر ميكنم كه به خاطر گناهانم بر روي صليب جانت را فدا كردي. من درِ زندگي خود را بر روي تو باز ميكنم و تو را به عنوان نجاتدهنده و خداي خود ميپذيرم. تو را شكر ميكنم كه گناهان مرا بخشيدهاي و حيات جاوداني به من عطا كردهاي. كنترل تخت زندگيام را در اختيار خود بگير و مرا آن گونه شخصي بساز كه خودت ميخواهي."
از مسؤول فروشگاه سؤال كردم كه آيا اين دعا آرزوي قلبي تو را بيان ميكند؟
او خاطر نشان ساخت كه همين طور است، پس پيشنهاد كردم كه با صداي بلند اين دعا را بخواند و او نيز همين كار را انجام داد. وقتي دعايش تمام شد، بلافاصله من برايش دعا كردم.
سپس از او سؤال كردم: "آيا ميداني مسيح حالا كجا است؟" و او با اطمينان گفت كه عيسي مسيح اكنون در زندگي اوست. برايش توضيح دادم كه مطابق كلام خدا، او نه تنها ميتواند اطمينان داشته باشد كه حيات جاوداني دارد، بلكه ميتواند به عنوان يك مسيحي در ايمان خود رشد كند.
بر حسب تجربهام، آدرس او را گرفتم تا برايش كتابهاي مورد نياز را بفرستم.
وقتي در هواپيما، در رستوران و يا حتي در آسانسور هستم، با مردمي برخورد ميكنم كه بسيار مشتاق هستند تا مسيح را در زندگي خود بپذيرند.
هر جا كه ميروم، چه در آمريكا و چه در ديگر كشورهاي دنيا، در هواپيما، در رستوران، در آسانسور، سالنهاي سخنراني و در فضاي باز دانشكده، پيوسته با مردمي ملاقات ميكنم كه بسيار مشتاق هستند تا مسيح را بپذيرند.
شهادت دادن براي مسيح بايد براي هر مسيحي راه زندگي باشد. صبح، هنگامي كه از خواب بيدار ميشويد، مسيح خداوند را شكر كنيد كه در شما زندگي ميكند و از او بخواهيد تا لبهاي شما را براي سخن گفتن به كار ببرد تا بتوانيد در طول روز در هر فرصتي كه پيش ميآيد دربارة محبت و آمرزش خدا صحبت كنيد. 3. دربارة عيسي صحبت كنيد پولس رسول گفته است: "و ما او را اعلان مينماييم، در حالتيكه هر شخص را تنبيه ميكنيم و هر كس را به هر حكمت تعليم ميدهيم تا هر كس را كامل در مسيح عيسي حاضر سازيم" (كولسيان 1: 28). فقط دربارة موضوعات معمولي پيرامون خود مانند آب و هوا، ورزش، حكومت و كار صحبت نكنيد. دعا كنيد و از خدا بخواهيد شما را قادر بسازد تا بتوانيد در حين مكالمات، پسرش عيسي مسيح را به ديگران بشناسانيد.
يك بيوه زن متين و مهربان كه در آستانة سي سالگي قرار داشت تاكنون تعداد بسيار زيادي از خويشاوندان، دوستان و همسايگان خود را به سوي مسيح خداوند هدايت كرده است. تقريباً هر يكشنبه يك نفر را به همراه خود به كليسا ميآورد. اكثر آنها كساني هستند كه او در طول هفتة گذشته به آنها شهادت داده است.
يك بار از او پرسيده شد: "چگونه موفق ميشوي ايمان خود را با اين همه انسان در ميان بگذاري؟"
او پاسخ داد: "از خود ميپرسم، اگر من دربارة مسيح خداوند به آنها چيزي نگويم، چه كسي اين كار را خواهد كرد؟ و من پاسخ مناسبي براي اين سؤال ندارم."
امروزه، عدة زيادي از مسيحيان كه تعدادشان پيوسته در حال افزايش است، توسط خداوند به كار برده ميشوند تا ديگران را با مسيح آشنا سازند، چرا كه آنها براي همين منظور تعليم يافتهاند تا با قدرت روحالقدس راجع به مسيح صحبت كنند. آنها با بحث در پيرامون موضوعات غير ضروري از مطلب اصلي منحرف نميشوند. به همين دليل كتاب چهار اصل معنوي تا اين اندازه مؤثر است، چرا كه باعث ميشود تا تمامي گفتگوها بر شخص مسيح متمركز باشد. كتاب چهار اصل معنوي به ما كمك ميكند تا با موضوعات بيهوده و منحرف كنندهاي كه باعث ميشود تا توجه ما از خداوندمان دور سازد، وقت خود را تلف نكنيم. كه در نتيجه معرفي انجيل ساده و قابل فهم ميگردد.
بسياري از مردم در مقابل خداوند و كليسا از خود مخالفت نشان ميدهند و نميخواهند با دين و مذهب سر و كار داشته باشند. ولي وقتي با همين افراد دربارة عيسي صحبت ميكنيد، آنها تحت تأثير قرار ميگيرند.
رانندة تاكسياي را در استراليا به ياد ميآورم كه به من گفت: "در جنگ جهاني دوم دين و مذهب را كنار گذاشتم. من با خدايي كه به مردم اجازه ميدهد تا يكديگر را بكشند نميخواهم كاري داشته باشم."
به او گفتم: "يك دقيقه صبر كن. تو داري خداوند را براي كاري كه خود انسان مسؤول آن است متهم ميكني. شيطان و گناهي كه در انسان وجود دارد باعث ميشود تا در وجود انسان نفرت به وجود آيد و دست به دزدي و قتل بزند."
من تفاوت بين مذهب كه در حقيقت جستجوي انسان براي خدا است و مسيحيت را كه در حقيقت مكاشفة خود خداوند در مسيح به انسان است، برايش توضيح دادم. وقتي دربارة شخصيت مسيح شروع به صحبت كردم، طرز فكر اين مرد كاملاً تغيير كرد. طولي نكشيد كه گفت ميخواهد دعا كند و مسيح را در زندگي خود بپذيرد.
امروزه بسياري از مردم با كليساي سازمان يافته در كل مخالف هستند. اگر ميخواهيد به آنها شهادت دهيد ابتدا بايد دربارة نجاتدهنده يعني عيسي مسيح صحبت كنيد و نه دربارة كليسا. وقتي آنها مسيح را در زندگي خود بپذيرند، اكثر آنها مايل خواهند بود تا در كليسا فعاليت داشته باشند.
بعضي از افراد در برابر كتاب مقدس و كلام خدا از خود مخالفت نشان ميدهند. لزومي ندارد كه كتاب مقدس را براي آنها به اثبات برسانيد، فقط از آن استفاده كنيد. حتي در صحبت با كساني كه با كتاب مقدس مخالف هستند، باز از آن استفاده كنيد. خداوند وعده داده است كه كلام خود را محترم ميدارد.
اگر مايل هستيد خداوند شما را به كار ببرد، دربارة نجاتدهندة خود صحبت كنيد و با هر كس كه صحبت ميكنيد، آنها را تشويق نماييد تا مسيح را به زندگي خود دعوت كنند. در حقيقت شما زماني "بشارت" دادهايد كه به مردم اين فرصت را بدهيد تا با دعوت عيسي به عنوان منجي و خداوند خود تحت تأثير پيغام انجيل قرار گيرند.
وقتي براي اولين بار با افراد مختلف دربارة نجاتدهندة خود صحبت ميكنيد، متوجه خواهيد شد كه اكثر آنها آمادگي دارند تا بلافاصله مسيح را در زندگي خود بپذيرند. ولي بعضي از افراد نياز به "آمادگي" بيشتري دارند.
وقتي جوان بودم عادت داشتم به باغ هلوي عمويم بروم. ما هميشه هلوهاي رسيده را ميچيديم و هلوهاي سبز و نارس را باقي ميگذاشتيم. دو روز كه ميگذشت باز بر ميگشتيم و هلوهاي رسيدة بيشتري را ميچيديم. هر دو روز يك بار هلوهاي رسيدة بيشتري نصيب ما ميشد. شهادت ما براي مسيح نيز اين چنين است. در رابطه با آمادگي افراد مختلف براي شنيدن مژدة نجات دعا كرده و نسبت به اين موضوع حساس باشيد. عدهاي رسيده و آماده براي حصاد ميباشند و مسيح را بلافاصله خواهند پذيرفت و برخي ديگر همانند ميوههاي نارس آماده نخواهند بود.
با كساني كه هنوز آمادگي ندارند بحث و مجادله نكنيد، آنها را ملامت و سرزنش نكنيد، نسبت به آنها بياحترامي ننماييد و آنها را تحت فشار قرار ندهيد تا "دربارة پذيرفتن مسيح تصميم خود را بگيرند". به آنها مطالبي براي مطالعه بدهيد، مانند كتاب چهار اصل معنوي يا كتاب عيساي بينظير، براي آنها دعا كنيد و در فرصت ديگري باز با ايشان صحبت كنيد، خداوند فرصتهاي ديگري را مهيا خواهد ساخت ولي باز در جستجوي ميوههاي رسيدة ديگر باشيد. آنها در اطراف شما هستند. هزارها و ميليونها نفر هم اكنون وجود دارند كه خداوند به وسيلة روحالقدس قلبهاي آنها را آماده ساخته است و منتظر هستند تا مسيح را در زندگي خود بپذيرند.
براي مثال در يك سفر هوايي با دو نفر كه "از لحاظ روحاني رسيده بودند" صحبت كردم. يكي از آن دو نفر خانمي هشتاد ساله بود كه مسيح را به عنوان منجي خود پذيرفت. نفر بعدي رئيس يك شركت بزرگ بود. او هميشه اعتقاد داشت كه عيسي پسر خدا است و به خاطر گناهان او مرده، ولي اين شخص به قدري مشغول و سرگرم كارهاي ديگر بود كه هرگز خود را شخصاً به مسيح تسليم نكرده بود.
در همان مسافرت، هنگامي كه در "دانشگاه كارنل" (Cornell University) خطاب به دانشجويان و همكارانم سخنراني ميكردم، رئيس يك شركت مهم نزد من آمد. او آمده بود تا پسرش را كه يك نوايمان بود و شش ماه قبل مسيحي شده بود، ببيند.
اين مرد گفت: "ميخواهم از شما تشكر نمايم كه در امور روحاني به پسرم كمك كردهايد."
از او سؤال كردم كه آيا خود او مسيح را در زندگي خود پذيرفته است؟ او پاسخ داد خير ولي مايل هستم تا او را بپذيرم. سرهاي خود را پايين آورده، دعا كرديم و اين مرد زندگياش را به نجاتدهندة خود تسليم نمود و باعث خوشحالي پسرش شد.
با دعا كردن، با رفتن به سوي ديگران، با صحبت دربارة عيسي و بالاخره با اين انتظار كه خداوند شما را به كار ببرد، گامهاي نخستين خود را برداريد. 4. انتظار داشته باشيد تا خداوند شما را به كار ببرد وقتي دربارة مسيح صحبت ميكنيد، منتظر عكسالعمل مثبت مردم باشيد. اين انتظار بر اساس طرز فكر مثبت نميباشد بلكه به دليل وفاداري، محبت، حاكميت مطلق، قدرت و وعدة خداوند است. او نميخواهد كسي هلاك شود بلكه مايل است تا همه توبه كنند.
عيسي خداوند به تمامي كساني كه به او ملحق ميشوند تا حكم اعظم او را تحقق بخشند، وعده داده است كه منابع خارقالعادة خود را در اختيار آنان بگذارد. او به شاگردانش گفت: "تمامي قدرت در آسمان و بر زمين به من داده شده است. پس رفته، همة امتها را شاگرد سازيد و ايشان را به اسمِ اب و ابن و روحالقدس تعميد دهيد. و ايشان را تعليم دهيد كه همة اموري را كه به شما حكم كردهام حفظ كنند. و اينك من هر روزه تا انقضاي عالم همراه شما ميباشم" (متي 28: 18-20).
شما امروز نيز از قدرت قيام و قدرت حضور خداوند اطمينان داريد. خداوند وعده داده است تمامي شاهدان وفاداري را كه به او اعتماد دارند، سرافراز نمايد.
اين مسأله قابل توجه است كه وقتي شاگردان با مخالفتهاي شديد و تلخ روبه رو ميشدند، نهضت مسيحيت بطور شگفتانگيز و محسوسي پيشرفت مينمود. در رسالات پولس رسول به كليساهاي كولسي و تسالونيكي در اين رابطه چنين آمده است: "زيرا كه انجيل ما بر شما محض سخن وارد نشده، بلكه با قّوت روحالقدس و يقين كامل، چنانكه ميدانيد كه در ميان شما بخاطر شما چگونه مردمان شديم. و شما به ما و به خداوند اقتدا نموديد و كلام را در زحمتِ شديد، با خوشيِ روحالقدس پذيرفتيد" (اول تسالونيكيان 1: 5-6).
در كولسيان 1: 6 ميخوانيم: "كه به شما وارد شد چنانكه در تمامي عالم نيز و ميوه ميآورد و نمو ميكند، چنانكه در ميان شما نيز از روزي كه آن را شنيديد و فيض خدا را در راستي دانستهايد".
يكي از بزرگترين دروغهاي اعصار، كه در ميان بعضي از مسيحيان رواج دارد اين طرز فكر است كه امروزه مردم تمايل ندارند شخصاً به شناخت خدا نايل گردند. به همين دليل بسياري از مسيحيان وقتي ميخواهند با كسي در مورد مسيح صحبت كنند، با اين طرز فكر منفي شروع به گفتگو مينمايند. درست مانند اين است كه ميخواهند به شخص مقابل بگويند: "شما كه نميخواهيد يك مسيحي شويد، اين طور نيست؟" آنها با اين طرز فكر منفي مانع از اين ميشوند تا شخص مقابل بتواند احتياج خود را براي مسيح ابراز نمايد. ميخواهم شما را اين گونه تشويق نمايم كه همواره با اين اميد قدم برداريد كه خداوند قلبهاي كساني را كه مايل هستند تا مسيح را در زندگي خود بپذيرند قبلاً آماده كرده است و شما خود نيز به اين حقيقت پي خواهيد برد.
پس از گذشت چهل و پنج سال كه مسيح را با ميليونها دانشجو و مردم عادي، چه به صورت انفرادي و چه در گروههاي كوچك و بزرگ آشنا ساختهام، ميتوانم به جرأت به شما بگويم كه روحالقدس در قلبهاي ميليونها نفر در سراسر دنيا تشنگي عظيمي براي خداوند ايجاد كرده است. ميليونها نفر هم اكنون منتظر هستند تا كسي با آنها دربارة نجاتدهندة شگفتانگيز ما صحبت كند و آماده هستند تا عيسي مسيح را به عنوان نجاتدهندة شخصي خود در زندگيهايشان بپذيرند.
در كنفرانسي كه براي كشيشان در جزيرة "هاييتي " تشكيل شده بود، در حالي كه پانصد و پنجاه نفر از كشيشان و واعظان دعا ميكردند، بيش از يك هزار نفر مسيح را در زندگي خود پذيرفتند در حالي كه براي هر يك يا دو نفر به نوبت دعا ميشد، اين شهادت مدت چهار ساعت به طول انجاميد.
در ساحل "دِيتونا" (Daytona)، در طول تعطيلات عيد قيام، حدود يك هزار و پانصد نفر از كاركنان "كمپس كروسيد فر كرايست" به همراه دانشجويان دانشگاه موفق شدند تا به سه هزار و پانصد نفر از دانشجويان دانشگاه شهادت دهند و آنها را با مسيح آشنا سازند.
در كاليفرنياي جنوبي، تعداد مشابهي از كارآموزان ما موفق شدند تا در عرض يك روز به تعداد دو هزار نفر از دانشجويان در كنار ساحل شهادت دهند و آنها را با مسيح آشنا سازند.
اكثر كاركنان ما، اعم از داوطلبين دانشجو و غيره، گزارش ميدهند كه ده الي هفتاد و پنج در صد از كساني كه پيغام انجيل به آنها ميرسد مسيح را ميپذيرند. كه اين مطلب البته به فرهنگ و مليت آنان نيز بستگي دارد. ما در مييابيم كه روح خدا قلوب عدة كثيري از مردان و زنان را آماده كرده است تا مسيح را بپذيرند. همان گونه كه عيسي فرمود: "... اينك به شما ميگويم چشمان خود را بالا افكنيد و مزرعهها را ببينيد زيرا كه الآن به جهت درو سفيد شده است" (يوحنا 4: 35). هنگامي كه در مورد مسيح با سايرين صحبت ميكنيد، كساني نيز يافت خواهند شد كه او را نخواهند پذيرفت ولي اگر به خداوند اعتماد كنيد او شما را به كار خواهد برد تا به جهت ملكوتش هم بكاريد و هم درو كنيد.
طراحي، ايجاد و نگهداري اين سايت توسط Linc-net انجام ميشود. حق
انحصاري آن براي كانون محفوظ ميباشد ( 1994 تا 2001 ). هر گونه تكثير، ذخيره در سيستم بازيابي يا انتقال اين مطالب بدون كسب اجازه از انتشارات حيات جديد، مگر مواردي كه قصد نقل قول يا استفاده از كاركرد عادي اين وب سايت را داشته باشيد، امكانپذير نميباشد.
نسخه چاپ شده اين دروس و كتب مربوط به معلمين
درانتشارات حيات جديد موجود ميباشد. copyright@lifeagape.org