براي اين كه بتوانيد يك مسيحي مثمر ثمر شويد كليد اصلي آمادگي و تدارك شخصي است. اگر شما اين قدمها را با دقّت و با دعا دنبال كنيد در نحوة زندگي و شهادت دادن شما براي مسيح دگرگوني شگرفي ايجاد خواهد شد. 1. اطمينان حاصل كنيد كه يك مسيحي هستيد
ميليونها نفر از افراد متدين و خوب و اخلاقي كه از اعضاي فعال كليسا نيز ميباشند، از رابطة كنوني و ابدي خود با خداوند اطمينان ندارند و آنها مطمئن نيستند وقتي كه مردند به بهشت خواهند رفت. در طي صدها كنفرانس تعليمي كه با شركت اعضاي صميمي و وفادار كليسا برگزار ميشود، ده تا بيست و پنج درصد از اين اعضا غالباً به اين موضوع اشاره ميكنند كه آنها در نتيجة اين كنفرانسهاي تعليمي يا مسيح را در زندگي خود پذيرفتهاند و يا توانستهاند از نجات خود اطمينان حاصل كنند.
اجازه دهيد يك مثال براي شما بزنم. روزي يك خانم جوان برجستهاي نزد ما آمد تا به گروه ما بپيوندد. من و همسرم بسيار تحت تأثير اين خانم جوان قرار گرفتيم و اطمينان داشتيم كه او ميتواند خدمت بزرگي براي خداوند انجام دهد. او در يك خانوادة خوب مسيحي به دنيا آمده بود. در دوران كودكي به كودكستان مسيحيان رفته بود و سپس تحصيلاتش را در يك دبستان ابتدايي مسيحي گذرانيده بود. دوران دبيرستان و سپس دانشگاه را نيز در مدارس مسيحي سپري كرده بود. اين خانم جوان در فعاليتهاي كليسايي از رهبران فعال كليسا به شمار ميرفت و رئيس "انجمن زنان مسيحي" در منطقة خود بود. او حتي به عنوان مشاور در كنفرانسهاي بشارتي "بيلي گراهام" خدمت كرده بود. روي هم رفته اين خانم جوان، جذاب و پرتحرك تمام خصوصياتي را كه ممكن است از يك مسيحي پرشور و مثمر ثمر انتظار برود را دارا بود.
در طي يكي از جلسات تعليمي، من بر اهميت حساس بودن نسبت به احتياجات مسيحيان ظاهري كه از نجات خود اطمينان ندارند، تأكيد كردم، گفتم: "هيچ گاه نبايد تصور كنيد آنهايي كه از نجات خود اطمينان ندارند، مسيحي هستند، حتي اگر مسيح را چندين بار در زندگي پذيرفته باشند." و ادامه دادم: "شما نبايد سعي كنيد تا به كساني كه دربارة نجات خود شك دارند بقبولانيد كه مسيحي هستند، بلكه بايد اين طور فرض كنيد كه آنها هنوز مسيحي نيستند و با دعا و مشورت، آنها را به سوي اطمينان از نجات، راهنمايي كنيد."
در پايان سخنانم اين خانم جوان به من گفت: "من فكر نميكنم كه يك مسيحي باشم و هميشه در مورد نجات خود ترديد داشتهام."
در طول اين سالها اين خانم جوان براي مشورت روحاني نزد رهبران متعددي رفته بود و به همة آنها گفته بود كه مطمئن نيست كه يك مسيحي است. ولي از آنجايي كه او تمامي اصول اساسي ايمان را باور داشت، همة اين رهبران مسيحي تصور ميكردند كه او حتماً مسيحي است، لذا براي او دعا كرده و او را تشويق ميكردند. اگر چه آنها با او دعا ميكردند ولي او هرگز اطمينان نداشت كه خداوند دعايش را ميشنود. خانم جوان در ادامة صحبتهايش گفت: "هيچ نشانهاي وجود ندارد كه مسيح وارد زندگي من شده باشد، ميترسم بدون مسيح بميرم."
آن روز فرصت اين را يافتم تا خبر خوشي را كه در افسسيان 2: 8-9 وجود دارد را با اين خانم جوان در ميان بگذارم، كسي كه در تمام طول زندگياش فقط ظاهراً مسيحي بود. اين بار روحالقدس او را قادر ساخت تا به خداوند و كلام او اعتماد كند و به وسيلة ايمان، عيسي خداوند را پذيرفت، او هدية گرانبهاي محبّت خدا را يعني عيسي مسيح خداوند را پذيرفت و قلبش مملو از شادي، شكرگزاري و اطمينان گشت. او به قدري هيجانزده بود كه مادر و پدر، همسرم و ديگران را صدا زد تا آنها را نيز از اين خبر خوش مطلع سازد. حالا او بطور قطع اطمينان داشت كه وقتي مُرد حتماً به بهشت خواهد رفت.
يكي از دوستان بسيار عزيزم كه در دانشگاه الهيات با هم تحصيل ميكرديم، پسر يك مبشر معروف بود. او از يك خانوادة متدين بود و ما غالباً براي دعا همديگر را ملاقات ميكرديم. او هزاران آيه از كتاب مقدس را از حفظ بود و آنچنان زندگي مقرراتي و منضبطي براي خداوند داشت كه هميشه باعث تشويق و ترغيب من در زندگي مسيحي بود. اين امتياز نصيب من شده بود كه ساقدوش مراسم ازدواج او باشم.
بعضي اوقات دوستم روزهاي متمادي رژيم غذايي مخصوص ميگرفت تا روزانه دوازده تا پانزده سِنت بيشتر خرج نكند و به اين ترتيب بتواند پول بيشتري را صرف خدمت بشارتي نمايد. او در رشتة الهيات در مقطع فوق ليسانس تحصيلاتش را به اتمام رسانيده بود و در حال حاضر مشغول تحصيل در مقطع دكترا در علوم الهيات بود. او يك روز به من تلفن كرد و گفت: "بيل من همين حالا مسيحي شدم."
از اين حرف دوستم حيرت كرده بودم و گفتم: "تو يكي از بهترين مسيحياني هستي كه ميشناسم و مصرانه ادامه دادم من اطمينان دارم كه تو دچار يك تجربة احساسي شدهاي."
دوستم جواب داد: "نه، همين حالا يك مسيحي شدم."
او توضيح داد كه در طول همة اين سالها درگير يك كشمكش روحاني بوده و در شك و ترديد به سر ميبرده است، اگر چه آن را هيچ وقت با كسي در ميان نگذاشته بود. با وجود اين كه او بارها مسيح را به زندگي خود دعوت كرده بود، ولي هرگز اطمينان حاصل نكرده بود كه آيا عيسي واقعاً نجاتدهندة او شده است يا خير، و قبلاً هرگز از نجات خود مطمئن نبوده است.
شايد شما هرگز به شگفتي، شادي و اطمينان به اين كه مسيح در شما زندگي ميكند، گناهان شما را بخشيده است و شما فرزندان خدا هستيد پي نبردهايد. شايد سالها از روي عقل به مسيح ايمان داشتهايد، شايد هم اكنون عضو فعالي در كليسا هستيد، و در نظر همسايگان خود از لحاظ اخلاقي فردي خوب و متدين هستيد، ولي با اين وجود تولد تازه را هرگز تجربه نكردهايد.
مسيحي شدن مستلزم تسليم شدن كامل شخص ميباشد، اين رابطه را ميتوان به وسيلة رابطه ازدواج بهتر به تصوير كشيد. براي مثال چندين سال قبل با دختري آشنا شدم كه به نظرم بهترين دختر دنيا بود، وقتي بيشتر با هم آشنا شديم عاشق يكديگر شده و ازدواج كرديم. ولي ما صرفاً به اين دليل چون از روي عقل مجذوب يكديگر شده بوديم و همديگر را پسنديده بوديم ازدواج نكرديم، بلكه در نتيجة يك عمل ارادي كه به وسيلة ايمان انجام گرفت يك روز در حضور كشيشي ايستاديم، و تسليم يكديگر شده زن و شوهر شديم. در آن لحظه در نتيجة گفتن دو كلمة "آري حاضرم" ما رسماً ازدواج كرديم.
در نتيجه همسرم خانهاش را ترك نمود و من نيز خانة خود را ترك كردم و ما با يكديگر خانوادة سومي تشكيل داديم. وقتي من به سؤال كشيش پاسخ دادم و گفتم: "آري حاضرم" هيچ احساسي در من وجود نداشت، ديوارها تكان نخورد و يا رعد و برقي در آسمان پديدار نگشت. حتي در آن لحظه نوعي احساس بيحسي به من دست داد. اگر چه در آن لحظه احساس نميكردم كه از فرط شادي ميخواهم فرياد بزنم ولي با اين وجود ما ازدواج كرديم.
همان دو كلمه كه بيانگر آرزوي قلبي ما بود باعث شد تا دورة نامزدي طولاني سه سالة ما به اتمام برسد. در طول اين سالها عشق و محبّت من نسبت به "ونت" (Vonette) بيشتر شده است، و پس از گذشت آن مراسم ازدواج فراموش نشدني، من تاكنون هزاران مرتبه به او گفتهام كه دوستش دارم ، ولي از آن زماني كه يك بار به همديگر گفتيم " آري حاضرم " من ديگر از او تقاضاي ازدواج نكردهام.
رابطة شما با مسيح نيز اين چنين رابطهاي است. تسليم شدن شما به مسيح شامل تمامي وجود شما است، يعني شامل عقل، اراده و احساسات شما ميباشد. كافي نيست كه با عقل خود باور داشته باشيد كه عيسي مسيح پسر خدا است، يا بدانيد كه او به خاطر گناهان شما بر روي صليب جانش را فدا كرد و قيام نمود، و باز كافي نيست كه تعميد يافته در كليسا فعاليت داشته باشيد و هر روز كتاب مقدس را مطالعه كرده و دعا كنيد. تا زماني كه به وسيلة ايمان، به عنوان يك عمل ارادي هدية فيض خداوند يعني محبّت و آمرزش او را از طريق عيسي مسيح خداوند نپذيريد شما مسيحي نخواهيد شد.
وقتي شما عيسي مسيح را به وسيلة ايمان پذيرفتيد، داراي طبيعت تازهاي ميشويد و در خانوادة خداوند تولد يافته و حقيقت حيات جاوداني را تجربه ميكنيد.
اگر تا به حال هرگز به مسيح نگفتهايد: "من حاضر هستم تا تو را به عنوان نجاتدهندة خود از گناه و به عنوان خداوند زندگي خود بپذيرم"، پيشنهاد ميكنيم كه همين حالا اين كار را انجام دهيد. عيسي فرمود: "اينك بر در ايستاده ميكوبم، اگر كسي آواز مرا بشنود و در را باز كند به نزد او در خواهم آمد و با وي شام خواهم خورد و او نيز با من" (مكاشفه 20:3).
از او بخواهيد تا وارد زندگي شما شود و سپس بر اساس اعتبار وعدة او، از او تشكر كنيد كه همان گونه كه وعده داده است وارد زندگي شما شده است. او هرگز به شما دروغ نخواهد گفت.
وقتي عيسي مسيح را در زندگي خود پذيرفتيد، با دعوت مجدد، به او بياحترامي نكنيد و بقية عمر خود را هر روز با شكرگزاري از اين كه او در زندگي شما است آغاز كنيد. او وعده داده است: "... اينك من هر روزه تا انقضاي عالم همراه شما ميباشم" (متي 28: 20).
"... تو را هرگز رها نكنم و تو را ترك نخواهم نمود" (عبرانيان 13: 5). "... تو را وا نخواهد گذاشت و ترك نخواهد نمود" (تثنيه 31: 6).
در يكي از جلسات عمومي كه براي تعليم بشارت ترتيب داده شده بود، در سخنرانيام تأكيد زيادي بر ايمان كردم. وقتي پيغام من تمام شد خانم ميانسالي با چشماني پر از اشك نزد من آمد و گفت كه مدت چهل سال معلم كانون شادي بوده است.
او گفت: "در طول تمام اين سالها حتي يك روز هم نشده است كه مسيح را به زندگي خود دعوت نكرده باشم، با اين وجود هرگز اطمينان نداشتهام كه او وارد زندگي من شده است. از امشب به بعد، بقية عمرم را به خداوند خواهم گفت: خداوندا تو را شكر ميكنم كه در قلب من ساكن هستي و هرگز با دعوت مجدد به تو بياحترامي نخواهم كرد، چون حالا اطمينان دارم كه هم اكنون در قلب من ساكن هستي."
آيا شما نيز همين كار را خواهيد كرد؟ اگر تاكنون اين كار را نكردهايد پيشنهاد ميكنم تا همين حالا از خداوند تشكر كنيد كه در قلب شما ساكن شده است. چند لحظه تأمل كنيد و اگر دعاي زير آرزوي قلبي شما را بيان ميكند، به اين طريق دعا كنيد: "اي عيسي خداوند، من به تو محتاج هستم. دَر زندگي خود را بر روي تو باز كرده و تو را به عنوان منجي و خداوند خود ميپذيرم. سپاسگزارم كه گناهان مرا بخشيدهاي، كنترل تخت زندگي مرا در دست خود بگير و مرا آن شخصي بساز كه خود ميخواهي. تو را شكر ميكنم كه وارد زندگيام شدهاي. باقي عمرم تو را شكر خواهم نمود كه در زندگي من ساكن شدهاي و هرگز مرا ترك نخواهي كرد. تو را شكر ميكنم كه طبق وعدهاي كه دادهاي هم اكنون صاحب حيات جاوداني هستم." 2. اطمينان حاصل كنيد كه در زندگي شما گناه اعترف نشدهاي وجود ندارد
اگر يك طرز فكر يا عملي گناهآلود مانع مشاركت شما با خداوند شده است، عيسي مسيح ديگر نميتواند به وسيلة شما زندگي كرده و محبت نمايد، لذا شما يك مسيحي شاد و يك شاهد مثمر ثمري براي او نخواهيد بود.
مطابق عبرانيان باب دهم، مسيح آمد تا قرباني خداوند براي گناهان شما گردد. در عهد عتيق ميخوانيم كه مردم اسرائيل قربانيهاي خود را نزد كاهن ميبردند و او در آنجا حيوانات را قرباني كرده و خونشان را براي آمرزش گناهان بر روي مذبح ميپاشيد. ولي هنگامي كه بر طبق پيشگوييهاي انبيا در عهد عتيق، زمان و هدف خداوند به كمال رسيد، عيسي مسيح يا مسيح موعود آمد تا به خاطر گناهان شما بميرد. او به عنوان قرباني خداوند آمد تا خون خود را به خاطر گناهان شما بر روي صليب بريزد. در نتيجه لزومي ندارد تا قرباني ديگري براي گناهان خود بگذرانيم.
شما قادر نيستيد به آن اطمينان نجات و حيات جاوداني كه عيسي براي شما بر روي صليب مهيا كرده است چيزي بيفزاييد. اشكها و قوانين و مقرراتي كه شما بر خود تحميل ميكنيد چيزي به عمل قرباني شدن كامل و جانشيني بيعيب و نقص عيسي كه براي شما بر روي صليب انجام داد اضافه نميكنند. تنها كاري كه شما ميتوانيد انجام دهيد تا مرگ عيسي مسيح را بر روي صليب در زندگي خود پرمعنا سازيد اين است كه به گناهان خود اعتراف كرده و قبول كنيد كه او بهاي تمامي گناهان گذشته حال و آيندة شما را تمام و كمال پرداخته است. كتاب مقدس و كلام الهام شدة خداوند ميگويد: "اگر به گناهان خود اعتراف كنيم، او امين و عادل است تا گناهان ما را بيامرزد و ما را از هر ناراستي پاك سازد" (اول يوحنا 1: 9).
در زبان يوناني كه زبان اصلي انجيل است كلمة "اعتراف" به معناي "موافقت كردن" و "هم صدا گفتن" آمده است. وقتي شما با خداوند موافقت ميكنيد در حقيقت چه عملي انجام ميدهيد؟
ابتدا، تصديق ميكنيد كه گناهي را كه مرتكب شدهايد اشتباه است. خداوند قدوس است و هيچ گناهي در حضور او راه نمييابد. ولي عليرغم اين كه خداوند از گناه متنفر است، اما گناهكاران را دوست دارد. هر كاري انجام دهيد خداوند باز شما را دوست خواهد داشت، ولي از گناهان شما متنفر است. هنگامي كه روحالقدس با صداي آرام خود زمزمه ميكند كه: "از طرز فكر و طرز رفتار تو محزون هستم"، متوجه ميشويد كه دچار اشتباه شدهايد و شما تصديق ميكنيد يعني با خداوند موافقت ميكنيد كه آنچه انجام دادهايد اشتباه بوده است.
سپس، شما تصديق ميكنيد كه مطابق عبرانيان باب دهم، مسيح به وسيلة ريختن خون خود بر روي صليب بهاي تمامي گناهان شما را قبلاً پرداخته است. اينك، از عيسي تشكر كنيد كه به خاطر گناهان شما جان سپرد.
در انتها، شما توبه ميكنيد. معناي اصلي كلمة "توبه"، "تغيير طرز فكر" است. شما طرز فكر خود را در قبال گناه تغيير ميدهيد كه البته با كمك قدرت روحالقدس باعث تغيير اعمال زندگي شما نيز ميگردد. شما با ميل و اراده از انجام كارهايي كه باعث نارضايتي خداوند است دست كشيده و كارهايي را انجام ميدهيد كه باعث خشنودي خداوند ميگردد.
ممكن نيست كه شما زندگي مقدسي داشته باشيد و در عين حال روح مقدس خداوند را محزون سازيد! اگر به گناهان خود اعتراف نكنيد و به خود حكم كنيد نتيجهاش مجازات و تنبيه خداوند خواهد بود. چون خداوند ميفرمايد: "هر كه را من دوست ميدارم، توبيخ و تأديب مينمايم. پس غيور شو و توبه نما" (مكاشفه 3: 19). داود در مزمور 66: 17-18 مينويسد: "به دهانم نزد او آواز خود را بلند كردم و تسبيح بلند بر زبان من بود. اگر بدي را در دل خود منظور ميداشتم خداوند مرا نميشنيد".
لحظهاي كه روح خداوند انگشت بر گناه شما ميگذارد، فوراً آن را اعتراف كنيد و تنفس روحاني نماييد. يعني نفس بر آورده و به گناه خود اعتراف كنيد. هر گاه روحالقدس گناهي را كه مرتكب شدهايد و يا در حال انجام آن هستيد براي شما آشكار كرد، فوراً به آن اعتراف كنيد. اعتراف كردن لازمة يك زندگي مقدس و مستمر و شهادت مثمر ثمر براي خداوند ما ميباشد. 3. از روح پر شويد يكي از دوستان عزيزم كه يك عالِم و دانشمند بزرگ مسيحي است در يكي از جلسات عمومي كه براي بشارت ترتيب داده شده بود، در مقابل گروهي از دوستان ايماندار خود اعتراف نمود كه يك مسيحي شاد و پيروز نيست و به ندرت براي مسيح شهادت ميدهد. پس از اتمام جلسه، برخي از حقايق دربارة شهادت با قدرت روحالقدس را با او در ميان گذاشتم. خداوند زندگي او را لمس نمود. عصر آن روز در حالي كه براي مسيح شهادت داده بود و مملو از شادي بود نزد من بازگشت. او ميخواست هر چه زودتر به همة ما بگويد كه خداوند در زندگي او چه كاري انجام داده است. او تعريف كرد كه چگونه با دو دانشجوي جوان كالج دربارة مسيح صحبت كرده بود و در حين صحبت متوجه شده بود كه مسيح براي او واقعيتر از هر زمان ديگري به نظر ميرسيد، طوري كه قبلاً هرگز آن را تجربه نكرده بود.
شايد شما ساعتها وقت خود را صرف دعا و مطالعة كتاب مقدس مينماييد، ولي شاد نيستيد. شما آن زندگي پربركتي را كه مسيح وعده داده است نداريد.
براي اين كه بتوانيد شاهدي مثمر ثمر براي مسيح باشيد، بايد به وسيلة ايمان پري روحالقدس را به خود اختصاص دهيد. عيسي وعده داده است: "ليكن چون روحالقدس بر شما ميآيد، قّوت خواهيد يافت و شاهدان من خواهيد بود، در اورشليم و تمامي يهوديّه و سامره و تا اقصاي جهان" (اعمال رسولان 1: 8).
براي پر شدن از روح لازم است از روحالقدس دعوت نماييد تا به شما قوت داده و كنترل زندگي شما را در دست گيرد. به اين ترتيب شما نيز ميتوانيد يك زندگي مقدس و مورد پسند خدا داشته و به وسيلة ايمان شاهدان مثمر ثمري براي او باشيد . ذكر دو كلمه و دو آيه در اينجا ضروري است:
اول، كلمة امر را به ياد آوريد. افسسيان 5: 18 ميگويد: "و مست شراب مشويد كه در آن فجور است، بلكه از روح پر شويد".
اين بدان معنا است كه شما بايد به عنوان يك راه زندگي، به وسيلة روحالقدس كنترل شده و از او قوت يابيد. اين امري است خطاب به تمامي ايمانداران، نه فقط براي مبشران، كشيشان و يا معلمان كانون شادي و يا ديگر رهبران مسيحي، بلكه اين امري است كه خداوند به تمامي كساني كه به مسيح ايمان آوردهاند داده است.
اينك اين امر خداوند را با وعدة او كه در اول يوحنا 5: 14-15 آمده است مرتبط سازيد: "و اين است آن دليري كه نزد وي داريم كه هر چه بر حسب ارادة او سؤال نماييم، ما را ميشنود. و اگر دانيم كه هر چه سؤال كنيم ما را ميشنود، پس ميدانيم كه آنچه از او درخواست كنيم مييابيم".
بر اساس امر و وعدة خداوند، اگر شما مايل هستيد تا هدايت و كنترل زندگي خود را به عيسي مسيح خداوند تسليم كنيد، شما يقيناً ميدانيد كه اگر به وسيلة ايمان به عنوان يك عمل ارادي پري روحالقدس را به خود اختصاص دهيد، او حتماً شما را از روحالقدس پر خواهد ساخت.
اشتباه است اگر فكر كنيد كه بايد حتماً يك تجربة احساسي بزرگ داشته باشيد. در حقيقت اين احساسات ممكن است بسيار هم خطرناك باشد. يك گالن بنزين را روي زمين بريزيد و كبريت را روشن كنيد، بنزين شعلهور شده و دود بلند خواهد شد و سپس همه چيز از بين خواهد رفت. هيجانانگيز است، ولي بيفايده.
بعضي از افراد به قدري درگير احساسات هستند و مدام در جستجوي تجربيات احساسي ميگردند كه نسبت به خداوند بياحترامي ميكنند. كتاب مقدس در اين رابطه ميگويد: "... عادل به ايمان زيست خواهد نمود" (روميان 1: 17) و در روميان 14: 23 ميخوانيم: "... هر چه از ايمان نيست گناه است". در جستجوي تجربيات احساسي بودن، در حقيقت انكار ايمان محسوب ميشود.
بسياري از اوقات وقتي پشت ميز ميايستم و يا شخصاً با افراد صحبت ميكنم، موجي عظيم از قدرت روحالقدس را احساس نميكنم و يا احساس به خصوص ديگري به من دست نميدهد. بعضي مواقع به دليل سفرهاي متعدد، سخنرانيهاي مكرر و عدم استراحت كافي، از نظر جسماني و عقلاني بسيار خسته ميشوم و از فرط خستگي دچار كُند ذهني ميگردم ولي با اين وجود اگر گناه اعتراف نشدهاي در زندگي من وجود نداشته باشد و با ايمان طالب پري روحالقدس باشم، بطور قطع ميدانم كه از روح پر هستم، حتي اگر احساس پري روح به من دست ندهد. من به احساسات تكيه نميكنم بلكه فقط به كلام خدا، امر و وعدة او متكي هستم.
به وسيلة ايمان و تنفس روحاني ميتوانيد مطمئن باشيد كه بقية عمرتان بطور پيوسته و مكرر از روحالقدس پر خواهيد شد.
با بَر آوردن نفس به گناهان خود اعتراف كرده و با فُروبردن آن قدرت روحالقدس را از طريق ايمان به خود اختصاص خواهيد داد.
پر شدن از روحالقدس باعث ميگردد تا شما براي خدمت به مسيح و شهادت براي او مجهز شويد. ما به افراد گروه خود كه در يكصد و سي و سه (133) كشور مهم دنيا خدمت ميكنند و نمايندة نود و هفت درصد (97%) جمعيت جهان ميباشند، همواره ميگوييم: "زماني به مأموريت برويد كه بدون هيچ شك و شبههاي مطمئن باشيد كه از روحالقدس پر هستيد". خدمتي كه با قدرت روحالقدس انجام ميگردد خداوند را خشنود ميسازد. خدمتي كه با نيروي انساني انجام گيرد بيفايده بوده و يك بياحترامي نسبت به خداوند محسوب ميگردد. درست مثل اين ميماند كه شما چوب، كاه و علف خشك شدة روحاني توليد كنيد كه در روز داوري مسيح، همة آنها سوزانيده خواهد شد.
اگر در اين لحظه ميدانيد كه از روحالقدس پر نيستيد و حقيقتاً آرزو داريد كه مردان و زنان خدا باشيد، ميتوانيد اين چنين دعا كنيد: "اي عيسي خداوند، من واقعاً آرزو دارم تا يك شخص روحاني باشم. از راههاي گناهآلود خود بازگشت كرده، كنترل زندگي خود را به تو ميسپارم. چيزي را دريغ نميكنم، ميخواهم تا مالك و خداوند من باشي.
حال مطابق امر تو كه فرمودهاي: بايد از روحالقدس پر شويد و باز طبق وعدهات كه فرمودهاي: اگر چيزي را مطابق ارادة تو سؤال كنيم، تو گوش داده و به آن پاسخ خواهي داد، با ايمان پري روحالقدس را ميپذيرم."
اگر با ايمان دعا كرديد، مطابق امر و وعدة او همين حالا از روحالقدس پر شدهايد و بر اساس ايمان خود ميتوانيد از اين حقيقت اطمينان داشته باشيد! حال چه با احساسات و يا بدون آن، فقط كافي است تا به خداوند و كلام او اعتماد كنيد.
مطابق وعدة عيسي مسيح: "هر كه احكام مرا دارد و آنها را حفظ كند، آن است كه مرا محبّت مينمايد، و آنكه مرا محبّت مينمايد، پدر من او را محبّت خواهد نمود و من او را محبت خواهم نمود و خود را به او ظاهر خواهم ساخت" (يوحنا 14 : 21). از آنجايي كه عيسي مسيح وعده داده است تا به تمامي كساني كه از او اطاعت ميكنند خود را ظاهر خواهد ساخت، پس احساسات معتبر زماني حاصل ميگردد كه شما با ايمان زندگي كرده و با قدرت روحالقدس، ايمان خود را به مسيح با ديگران در ميان بگذاريد. 4. آماده باشيد تا ايمان خود به مسيح را با ديگران در ميان بگذاريد براي اين كه قادر باشيد ايمان خود را با ديگران در ميان بگذاريد، بهترين تداركي كه ميتوانيد ببينيد اين است كه عيسي را بر تخت زندگي خود حفظ كنيد. اول پطرس 3: 15-16 ميگويد: "بلكه خداوند مسيح را در دل خود تقديس نماييد و پيوسته مستّعد باشيد تا هر كه سبب اميدي را كه داريد از شما بپرسد، او را جواب دهيد، ليكن با حلم و ترس. و ضمير خود را نيكو بداريد تا آناني كه بر سيرت نيكوي شما در مسيح طعن ميزنند، در همان چيزي كه شما را بد ميگويند خجالت كشند."
براي اين كه شما بتوانيد دليل اميدواري خود را كه در مسيح داريد با ديگران در ميان بگذاريد، يا به عبارتي شهادت دهيد، مانند هر مهارت ديگري نياز به راهنمايي و تمرين داريد.
اجازه دهيد مثالي بزنم. كشيشي به من گفت كه بيش از بيست و پنج سال به خدمت در ميان مسيحيان مشغول بوده است ولي كسي را با مسيح آشنا نساخته بود. تا وقتي كه در يكي از كنفرانسهاي تعليمي ما شركت كرد. اين كشيش گفت: "پيغام شما در خصوص چگونگي شهادت دادن در روح، و آموختن اين مطلب كه چگونه بايد به وسيلة استفاده از كتابچة چهار اصل معنوي انجيل را به ديگران معرفي كرد زندگي مرا تغيير داد". او ادامه داد: "هرگز تا اين اندازه خوشحال نبودهام. حالا دربارة زندگي پربركتي كه مسيح وعدهاش را داده است تجربه كردهام".
اين رهبر مسيحي از شادي جديدي كه يافته بود به گرمي لبخند ميزد. او تعريف ميكرد كه چگونه براي اولين بار در زندگي خود توانسته بود نه يك نفر بلكه دو نفر را با نجاتدهندهمان آشنا سازد.
در طول همان هفتهاي كه كنفرانس تعليمي برگزار شد، صدها دانشجو و تعدادي از مردم عادي كه در كنفرانس شركت كرده بودند و خداوند آنها را به كار برده بود، شخصاً با نه صد نفر دعا كرده بودند كه در نتيجة شهادت اين عده ، همة نهصد نفر مسيح را در زندگي خود پذيرفته بودند . تعليم باعث اين تغيير شگرف شده بود.
خداوند را شكر ميكنم كه از اين گونه سمينارهاي تعليمي، مدرسة كتاب مقدسي و مؤسسات تعليمي مشابه براي كار خود استفاده ميكند، اما لزومي ندارد قبل از اين كه خداوند بتواند شما را به كار ببرد، سالهاي طولاني تعليم بيابيد. همه عطاي بشارت را ندارند، ولي هر ايمانداري خوانده شده است تا: "... عملِ مبشَر را بجا آور" (دوم تيموتاؤس 4: 5). شما اين امتياز و مسؤوليت را بر عهده داريد تا شاهداني براي خداوند شگفتانگيزمان عيسي مسيح باشيد. حكم اعظم مسيح كه در متي
28: 18-20 ثبت شده است براي شما است.
وقتي آموختيد كه چگونه از يك وسيلة ساده مانند كتاب چهار اصل معنوي در قدرت روحالقدس استفاده كنيد، شما نيز مؤثر بودن شهادت خود را تجربه خواهيد نمود.
بعضي از مسيحيان بيش از ديگران مثمر ثمر خواهند بود. اگر ميبينيد بعضي از دوستان شما تعداد بيشتري از افراد را با مسيح آشنا ميسازند نگران نباشيد. فقط اين مطلب باعث تسلي خاطر شما باشد كه آنهايي كه در اثر شهادت يك فرد مسيحي، عيسي را در زندگي خود ميپذيرند، اين فقط در نتيجة كار روح خدا است. اين روحالقدس است كه باعث ميشود تا شما بتوانيد ثمر بياوريد. به ياد داشته باشيد كه موفقيت در شهادت مستلزم در ميان گذاشتن مسيح با ديگران در قدرت روحالقدس است و نتيجه را بايد به خداوند واگذار نمود.
من شخصاً معتقد هستم كه اگر هر روز به ده نفر غير مسيحي كتاب چهار اصل معنوي را بدهيد، حداقل از هر پنج نفر يك نفر عيسي را در زندگي خود خواهد پذيرفت. البته نتيجة كار بستگي به فرهنگ و ملَيت آن افراد نيز دارد.
طراحي، ايجاد و نگهداري اين سايت توسط Linc-net انجام ميشود. حق
انحصاري آن براي كانون محفوظ ميباشد ( 1994 تا 2001 ). هر گونه تكثير، ذخيره در سيستم بازيابي يا انتقال اين مطالب بدون كسب اجازه از انتشارات حيات جديد، مگر مواردي كه قصد نقل قول يا استفاده از كاركرد عادي اين وب سايت را داشته باشيد، امكانپذير نميباشد.
نسخه چاپ شده اين دروس و كتب مربوط به معلمين
درانتشارات حيات جديد موجود ميباشد. copyright@lifeagape.org