خانه

تجربة يك ماجراي عظيم

اطمينان يابيد كه از روح‌القدس پر هستيد

براي مبارزة روحاني آماده باشيد

آكاهي از در اختيار داشتن منابع به عنوان فرزند خدا

زندگي با ايمان

راهنماي مطالعة شخصي

مباحث و سؤالات گروهي



اطمينان يابيد كه از روح‌القدس پر هستيد

يكي از حقايق بسيار مهم موجود در كتاب مقدس، كه هيچ حقيقت ديگري همانند آن باعث اغنا شدن زندگي من نشده، فرايندي است كه دوست دارم آن را "تنفس روحاني" بنامم. اين فرآيند را از طريق كنفرانسها و سمينارهاي تعليمي متعددي با ميليونها نفر در ميان گذاشته‌ام و بايد بگويم كه نتايج غير قابل باور و دگرگون كننده‌اي را به همراه داشته است.
اگر شما نيز همواره در روح سلوك كنيد و "تنفس روحاني" را تجربه كنيد، ديگر هرگز مجبور نخواهيد بود تا در شكست روحاني زندگي كنيد. تنفس روحاني نيز همانند تنفس فيزيكي است. در طي اين عمل شما هر آنچه كثيف و ناپاك است به بيرون فرستاده و هر آنچه پاك و تميز است به درون مي‌فرستيد. در حقيقت اين يك تمرين ايمان است، كه اين امكان را به شما مي‌دهد تا محبّت و آمرزش خداوند و سلوك در روح را در زندگي خود تجربه كنيد.
لحظه‌اي كه شما عيسي مسيح را به عنوان نجات‌دهنده و خداي خود به زندگيتان دعوت نموديد، در واقع شما تولد روحاني را تجربه كرديد و فرزند خدا شده، از روح‌القدس پر گشتيد. خداوند گناهان گذشته، حال و آيندة شما را بخشيد و شما را يك شخص عادل، مقدس و قابل قبول در نزد خود تبديل نمود، و تمام اينها به سبب قرباني گرديدن مسيح براي شما بر روي صليب انجام گرفت. به اين ترتيب شما صاحب قدرت شديد تا بتوانيد يك زندگي مقدس داشته و شاهداني مثمر ثمر براي مسيح باشيد.
ولي اغلب مسيحيان نمي‌دانند كه تنفس روحاني در واقع يك نوع تمرين ايمان است. كه در نتيجه ما را از لحاظ روحاني همواره بيدار و هشيار نگاه مي‌دارد. لذا اين مسيحيان دايماً از يك تجربة احساسي درگير يك تجربة احساسي ديگر مي‌شوند و قسمت اعظم زندگي خود را در "جسمانيت" سپري مي‌كنند. آنها كنترل زندگيشان را خود در دست دارند و در نتيجه آنها هميشه شكست خورده و بي‌ثمر هستند .

اگر شما نيز چنين تجربه‌اي داريد تنفس روحاني شما را قادر خواهد ساخت تا اين اُفت و خيزهاي احساسي متوقف شده و شما امكان خواهيد يافت تا همان گونه كه خداوند ما عيسي مسيح وعده فرموده است، از زندگي مسيحي خود لذت ببريد "... من آمدم تا ايشان حيات يابند و آنرا زيادتر حاصل كنند" (يوحنا 10:10). از طريق "تنفس روحاني" به عنوان تمرين ايمان، اين امكان براي شما به وجود مي‌آيد كه دايماً محبّت و آمرزش خداوند، و قدرت و كنترل روح‌القدس را تجربه كنيد.
اگر عمداً از دستورات خداوند نافرماني و سرپيچي كرديد و مرتكب گناه شديد، عمل "تنفس روحاني" را به جا آوريد و با اعتراف به گناه نفس بر آوريد. خداوند در اول يوحنا 1: 9 وعده داده است: "اگر به گناهان خود اعتراف كنيم، او امين و عادل است تا گناهان ما را بيامرزد و ما را از هر ناراستي پاك سازد. "در نسخة اصلي انجيل كه به زبان يوناني است در عهد جديد كلمة "اعتراف" به معناي "توافق كردن" يا "همصدا بودن" آمده است و اين توافق حداقل داراي سه نكتة قابل تعمق است كه بايد آنها را رعايت كنيد.
نخست، شما بايد گناه يا گناهاني را كه مرتكب شده‌ايد و به آن آگاهيد، يك به يك نزد خداوند نام ببريد، اعتراف كنيد كه اين اعمال نادرست بوده و لذا باعث رنجيدگي خداوند است.
سپس، شما اعتراف مي‌كنيد كه خداوند قبلاً به وسيلة مرگ عيسي مسيح بر روي صليب به خاطر گناهان شما، تمامي گناهانتان را بخشيده است.
سرانجام، شما توبه مي‌كنيد يعني برخورد و طرز فكر شما نسبت به گناه تغيير مي‌كند. قدرت روح‌القدس به شما كمك خواهد كرد تا طرز فكر و طرز رفتار شما نسبت به گناه تغيير كند و به جاي اين كه خواسته‌هاي طبيعت كهنه گناه آلودتان را به جا آوريد، قادر خواهيد بود تا هر آنچه را كه خداوند از شما مي‌خواهد انجام دهيد.


اكنون به وسيلة ايمان پري روح‌القدس را به خود اختصاص داده و نفس فرو بريد. طبق امر خداوند به او اعتماد كنيد تا شما را هدايت نموده و به شما قدرت بخشد. "و مست شراب مشويد كه در آن فجور است، بلكه از روح پر شويد" (افسسيان 5: 18). كه در حقيقت معنايش اين است كه شما بايد مكرراً و به طور مداوم به وسيلة روح‌القدس كنترل و تقويت شويد.
طبق وعدة خدا، او دعاي شما را شنيده و به آن پاسخ مي‌دهد. چون طبق ارادة او دعا مي‌كنيد. "و اين است آن دليري كه نزد وي داريم كه هر چه بر حسب ارادة او سؤال نماييم ، ما را ميشنود . و اگر دانيم كه هر چه سؤال كنيم ما را مي‌شنود، پس مي‌دانيم كه آنچه از او درخواست كنيم مي‌يابيم" (اول يوحنا 5: 14-15). به شما پيشنهاد مي‌كنيم تا همواره طالب محبّت، آمرزش و قدرت خدا از طريق ايمان باشيد و مشاركت لحظه به لحظه با او داشته باشيد.
شما نيز مي‌توانيد به وسيلة "تنفس روحاني" از اُفت و خيزهاي احساسي و جسمانيت خارج شده و يك ايماندار پر از روح باشيد. اگر شما بطور مداوم تنفس روحاني داريد، يعني با دَم بر آوردن به گناهان خود اعتراف مي‌كنيد و با دَم فرو بردن پري روح‌القدس را به خود اختصاص مي‌دهيد، شما يك مسيحي پر از روح هستيد.
ولي وقتي باز طرز فكر يك بي‌ايمان در شما شكل مي‌گيرد، تبديل به يك مسيحي جسماني مي‌شويد، و اين زماني روي مي‌دهد كه شما ايمان خود را نسبت به وعده‌هايي كه در اول يوحنا 1: 9 و اول قرنتيان 10: 13 وجود دارد، از دست مي‌دهيد: "اگر به گناهان خود اعتراف كنيم، او امين و عادل است تا گناهان ما را بيامرزد و ما را از هر ناراستي پاك سازد" (اول يوحنا 1: 9).
"هيچ تجربه جز آن كه مناسب بشر باشد، شما را فرو نگرفت. امّا خدا امين است كه نمي‌گذارد شما فوق طاقت خود آزموده شويد، بلكه با تجربه مفرّي نيز مي‌سازد تا ياراي تحمّل آن را داشته باشيد" (اول قرنتيان10: 13).
اگر شما مرتكب يك گناه، يك دوجين يا صدها گناه شديد دليل آن نيست كه تبديل به يك مسيحي جسماني شده‌ايد، مشروط بر اين كه صادقانه به تنفس روحاني خود ادامه دهيد. شما زماني به يك مسيحي "دنيوي" يا "جسماني" تبديل مي‌شويد كه طرز فكر يك بي‌ايمان در شما شكل بگيرد و شما از تنفس روحاني امتناع ورزيد.
هم اكنون مي‌توانيد مطمئن باشيد كه از روح‌القدس پر هستيد. از طريق تنفس روحاني شما نيز مي‌توانيد از پري روح‌القدس در زندگي خود اطمينان حاصل نماييد. مرتب با خداوند مشاركت و مصاحبت داشته باشيد و نگذاريد گناه در شما انباشته گردد.
اگر بخواهيد با سعي و تلاش خودتان يك زندگي مسيحي داشته باشيد، زندگي برايتان مشكل و حتي غير ممكن خواهد شد. ولي وقتي از عيسي خداوند دعوت مي‌كنيد تا زندگي شما را هدايت كند و حقيقت مصلوب شدن با مسيح و قيام او را كاملاً تجربه مي‌كنيد و وقتي در نور سلوك مي‌نماييد چنان كه خداوند در نور است و زماني كه در اختيار قدرت روح‌القدس باشيد، عيسي خداوند با قدرت قيام خويش زندگي پربركت خود را در شما نمايان خواهد ساخت.
البته اين به آن معنا نيست كه وقتي يك مسيحي در پري روح‌القدس سلوك مي‌نمايد، ديگر هرگز در زندگي خود با هيچ مشكلي مواجه نخواهد شد. مشكلاتي از قبيل بيماري، از دست دادن عزيزان، كمبودهاي مالي و تجربيات ناگوار ديگر در زندگي همة ما به وقوع خواهد پيوست. بايد بگويم بسياري از مصيبت‌ها و بدبختي‌هاي ما به دليل جسمانيت و در نتيجة اعمال و كردار خودخواهانة ما مي‌باشد. شخص روحاني از بسياري از اين سختي‌ها كه خود بر زندگي‌اش تحميل مي‌كند به دور است ولي اگر زماني پيش آمد كه شخص روحاني با مشكلي مواجه شد، يك شخص روحاني قادر است تا با آرامش و با اطمينان خاطر با مشكلات مواجه شود. دليل اين امر اين است كه او از منابع عظيمي كه خداوند در اختيار او گذاشته است مطلع و آگاه است.
معناي اين حرف، صرفاً داشتن يك طرز فكر مثبت نسبت به قضايا نيست، بلكه طبق اول پطرس 5: 7 ما بايد "تمام انديشة خود را به وي واگذاريد زيرا كه او براي شما فكر مي‌كند" . شخص روحاني بر طبق تجربياتي كه دارد به وفاداري خداوند آشنايي كامل دارد. خداوند در سختيها حلال مشكلات ما است. در نتيجه وقتي خداوند بار مشكلات را بر دوش خود مي‌گيرد، ديگر تحمل تجربيات ناگوار و سنگيني بار مشكلات براي ما طاقت فرسا نخواهد بود.
و اين قلب تجربة لحظه به لحظة پولس رسول بود:
"با مسيح مصلوب شده‌ام ولي زندگي مي‌كنم ليكن نه من بعد از اين، بلكه مسيح در من زندگي مي‌كند و زندگاني كه الحال در جسم مي‌كنم، به ايمان بر پسر خدا مي‌كنم كه مرا محبّت نمود و خود را براي من داد" (غلاطيان 2: 20).
در زندگي هر شخص تنها يك تخت و يك مركز هدايت وجود دارد كه محل تلاقي عقل، اراده و احساسات است. تنها يك نفر مي‌تواند بر تخت زندگي شما نشسته و حكومت كند، و اين يا شما هستيد يا عيسي مسيح. اجازه دهيد بيشتر توضيح دهم.
غالباً در هنگام برگزاري مناسبت‌هاي ويژه دوست دارم همه چيز را پيشاپيش طرح‌ريزي كرده و ترتيب كارها را قبلاً بدهم، ولي به علت حجم زياد كارهايي كه در رابطه با كار خدمت بين‌المللي انجام مي‌دهم، بعضي از مواقع پيش مي‌آيد كه چند نكتة مهم را فراموش مي‌كنم.
براي مثال يك بار قرار بود يكي دو هفتة ديگر يك كنفرانس كليدي برگزار شود و تازه به خاطرم رسيده بود كه بايد مطالب چاپ شده‌اي آماده مي‌كردم كه تأثير مثبت فراواني در رابطه با نتيجة كار كنفرانس داشت. پس نزد مدير مسؤول رفته و اين موقعيت اضطراري را با او نيز در ميان گذاشتم. ولي او جواب داد: "بيل، ما همين حالا نيز به اندازة كافي سرمان شلوغ است، براي انجام اين كار يكي دو هفته فرصت خيلي كمي است".
از صحبت‌هاي همكارم حوصله‌ام داشت سر مي‌رفت، با خود گفتم چرا همكارم متوجه اين موضوع نيست كه ما در حال نبرد براي نجات جانها هستيم، و بايد از فرصت‌هايي كه به دست مي‌آوريم كمال استفاده را ببريم و كار خدمت را محدود به پنج تا هشت ساعت، زمان كاري نكنيم. پس خواستم واضح و روشن براي همكارم توضيح دهم كه: "ولي اگر ما بتوانيم ..." اما او صحبتم را قطع كرد و گفت: "به هيچ وجه ممكن نيست بتوانيم چنين كار وسيعي را در عرض دو هفته تمام كنيم، اول نوشتن متن، بعد طراحي و تايپ و سپس انجام كارهاي هنري، بعد كار چاپ و غيره ...، اصلاً امكانش نيست."
به نظر مي‌آمد كه همكارم به هيچ عنوان اهميّت اين كنفرانس و باري كه بر دوش من بود را درك نمي‌كرد. پس با قاطعيت و اصرار ادامه دادم: "ببين اين يك كنفرانس بسيار مهم بين‌المللي است"، در اينجا صدايم را بلند كرده و ادامه دادم: "حالا ديگر زمان آن نيست كه به من بگويي كارها را بايد طبق چه برنامه‌اي انجام دهيم. خواهش مي‌كنم راهي پيدا كن تا اين پروژه براي روز كنفرانس آماده شود، حتي اگر تو و گروه همراهت مجبور شويد روزي بيست و چهار ساعت كار كنيد".
از چهرة همكارم معلوم بود كه بسيار عصباني است و من سعي مي‌كردم با دليل و منطق او را متقاعد سازم. پس گفتم: "ما به هر قيمتي به اين مطالب چاپ شده احتياج داريم."
چند دقيقه‌اي از مكالمة ما نگذشته بود كه احساس كردم از جانب روح‌القدس ملزم شده‌ام. بلي، حتي ممكن است كه ما در كار خدمت به خداوندمان نيز دچار لغزش شويم! من درحقيقت در غالب دينداري برادر عزيز خود را در مسيح رنجانيده بودم، من به همكارم و اعضاي گروهش اجازه نداده بودم كه در اين تصميم‌گيري شريك شوند و حتي كار سخت و حجيمي را كه آنها هر روز مشغول انجامش بودند مّد نظر نداشتم. به جاي اين كه از همكارم خواهش كنم تا با هم امكانات موجود را براي انجام اين پروژه بررسي كنيم و با كمك يكديگر سعي كنيم تا با برنامه‌ريزي مجدد و قرار دادن كارها، به ترتيب اولويت، اين كار مهم و جديد را به نحوي به انجام برسانيم. من فقط به او دستور دادم كه پروژه را به هر قيمتي كه شده بايد به پايان برساند. من حتي از اين كه او و گروهش شب‌هاي طولاني بسياري را تاكنون صميمانه و بدون هيچ چشم داشتي مشغول كار بوده‌اند، نيز قدرداني نكردم. من به جاي اين كه با روح محبّت و درك كار گروهي به اين مسأله نزديك شوم با كمال بي‌حوصلگي و عجولانه رفتار كرده بودم.
حال بايد انتخاب مي‌كردم، دو راه وجود داشت، اين مسأله را مي‌توانستم به همين حال رهايش كنم، چرا كه بالاخره رئيس يك سازمان يا تشكيلات حق دارد تا در صورت نياز براي پيش‌برد انجام پروژه‌اي كارمندانش را تحت فشار قرار دهد. آيا در نهايت، نتيجة مطلوب اين كنفرانس مهم بين‌المللي عمل مرا توجيه نمي‌كرد؟ آيا طرز برخورد توأم با بي‌ميلي همكارم با اين چنين وضعيت اضطراري به من اين حق را نمي‌داد كه در اين خصوص سختگيري از خود نشان دهم؟
با در نظر گرفتن تمامي معيارهاي انساني من در اين خصوص كاملاً حق داشتم اين گونه رفتار كنم و مي‌توانستم اين مسأله را رها كرده و فراموش كنم. ولي از آنجايي كه روح‌القدس از درون مرا عميقاً به جهت گناهم ملزم ساخته و مرا سرزنش و ملامت مي‌نمود، دايماً احساس ناراحتي و ناآرامي مي‌كردم و تا زماني كه اين گناه اعتراف نشده وجود داشت خداوند كار خدمت مرا نيز بركت نمي‌داد. علاوه بر اين ديگر كارمندان نيز در نتيجة اين برخورد سنگدلانة من احساس ناراحتي مي‌كردند.
از سويي ديگر مي‌توانستم عملي را كه كتاب مقدس در چنين مواقعي از ما مي‌خواهد انجام دهم و اشتباهم را جبران كنم. من كه سعي مي‌كردم رفتارم را منطقي جلوه دهم در درونم احساس ناآرامي مي‌كردم و اين ناآرامي به سبب امتحان روح‌القدس بود. رفتاري را كه من رهبري قدرتمندانه به حساب مي‌آوردم روح‌القدس گناه مي‌دانست، گناهي كه حاصل رفتار عجولانه و خشم نابجا بود.
من مي‌دانستم كه اگر عملي را كه كتاب مقدس به ما گفته است انتخاب كنم، باعث رضايت و خشنودي خداوند خواهد شد. گناهم را اعتراف كرده و از او طلب بخشش نمودم و حالا نوبت دشوارترين قسمت كار بود. بايد از همكارم عذرخواهي مي‌كردم.
به دفتر همكارم و كارمندانش رفتم و از همة آنها به خاطر رفتارم عذرخواهي كردم. اشك شوق و شادي در چشم‌هاي همة ما حلقه زد، از شادي مي‌خنديديم پس با هم دعا كرديم، خدا در محبتي كه بين ما بود يك طراوت و شادابي خاصي به وجود آورده بود. سپس شروع به صحبت و مذاكره در مورد احتياجات مشتركمان نموديم و بالاخره موفق شديم راهي پيدا كنيم تا با كار گروهي و در نظر گرفتن اولويتها بتوانيم پروژة مورد نظر را در موعد مقرر به پايان برسانيم.
اين معناي يك زندگي مسيحي است. و اين زماني امكانپذير است كه عيسي مسيح را همواره بر روي تخت فرمانروايي زندگي خود حفظ نماييم. وقتي شما تحت كنترل و قدرت روح‌القدس سلوك كنيد عيسي را بر روي تخت زندگي خود حفظ مي‌كنيد. چون روح‌القدس آمد تا عيسي را جلال دهد و ما ايمانداران را قادر بسازد تا يك زندگي مقدس داشته و شاهدان پرثمري براي مسيح عزيزمان باشيم.
همانطور كه قبلاً نيز اشاره كرده‌ام، براي اين كه شما بتوانيد از پري روح‌القدس اطمينان حاصل كنيد بايد دو كلمة خيلي مهم را همواره به خاطر داشته باشيد. امر و وعده، امر خداوند را مي‌توانيد در افسسيان 5: 18 بيابيد: "و مست شراب مشويد كه در آن فجور است، بلكه از روح پر شويد".
و وعدة خداوند را در اول يوحنا 5: 14-15 كه مي‌خوانيم: "و اين است آن دليري كه نزد وي داريم كه هر چه بر حسب ارادة او سؤال نماييم، ما را مي‌شنود. و اگر دانيم كه هر چه سؤال كنيم ما را مي‌شنود، پس مي‌دانيم كه آنچه از او درخواست كنيم مي‌يابيم."
وقتي از خداوند مي‌خواهيد تا شما را از روح‌القدس پر ساخته، هدايت و تقويت نمايد، بر طبق امر خداوند مي‌دانيد كه مطابق ارادة او دعا مي‌كنيد، پس طبق امر و وعدة خدا اطمينان داريد كه به طور قطع او شما را از روح‌القدس پر نموده و به شما قوت خواهد بخشيد. البته در صورتي كه با خلوص نيت اين ميل و اشتياق در شما وجود داشته و به خداوند اعتماد داشته باشيد.
به ياد داشته باشيد كه اگر يك ايماندار هستيد، روح‌القدس هم اكنون در شما ساكن است. پس لزومي ندارد تا از روح‌القدس بخواهيد وارد زندگيتان شود. او در شما ساكن است. از لحظه‌اي كه شما مسيحي شديد بدنهاي شما هيكل خداوند گشته است. پس فقط كافي است به او بگوييد: "خداوندا من زندگي‌ام را تسليم تو كرده و به وسيلة ايمان پري و قدرت تو را مي‌طلبم."
و همچنان به تنفس روحاني ادامه دهيد، هر گاه روح‌القدس گناهي را براي شما آشكار نمود نفس برآورده و آن را اعتراف كنيد و سپس با هدايت روح‌القدس در روح سلوك نماييد. بعضي از ايمانداران تنفس روحاني را بيشتر از ساير مسيحيان انجام مي‌دهند.
در اينجا باز بر اين مسألة مهم تأكيد مي‌كنم كه هرگز بر احساسات خود تكيه نكنيد، چرا كه احساسات شما همانند شرايط پيرامون شما متغير است. شما نبايد با احساسات رابطة خودتان را با خداوند بسنجيد. احساسات قابل اعتماد نيستند. اعتماد و توكل شما بايد تنها به كلام ثابت و وعده‌هاي خداوند باشد. يك مسيحي بايد به وسيلة ايمان زندگي كند و بايد به امين بودن خداوند و به كلام او اعتماد كامل داشته باشد. يك قطار مي‌تواند رابطة بين حقيقت، ايمان و احساسات را بهتر به تصوير بكشد.
حالا بياييد قسمت لوكوموتيو را "حقيقت" بناميم. حقيقت، وعده‌هاي خداوند است كه در كلام او وجود دارد. واگن حمل سوخت قطار را "ايمان" مي‌ناميم. شما به خداوند و كلام او اعتماد و ايمان كامل داريد. و واگن حمل كارگران قطار را كه در انتهاي قطار قرار دارد "احساسات" مي‌ناميم.


وقتي كه سوخت وارد لوكوموتيو مي‌شود، قطار به حركت در مي‌آيد. اگر بخواهيم قطار را به وسيلة واگن آخري يعني واگن احساسات به حركت در آوريم كاري عبث و بيهوده و در عين حال ابلهانه خواهد بود. شما نيز به عنوان يك مسيحي اگر طالب يك زندگي با پري روح‌القدس هستيد هرگز نبايد به احساسات خود اتكا كنيد. خداوند از شما مي‌خواهد تا ايمان خود را فقط بر پاية اعتبار و اعتماد به وعده‌هاي او بنا كنيد.
احساسات همانند واگن آخري قطار ما عمل مي‌كند. اگر چه احساسات هم اهميت دارند ولي احساسات وجود دارند تا ما يك زندگي توأم با ايمان و اطاعت از خداوند را دنبال كنيم، نه آن كه بر آن احساسات متكي باشيم. عيسي مسيح به تمامي كساني كه از او اطاعت مي‌كنند وعده داده است: "هر كه احكام مرا دارد و آنها را حفظ كند، آن است كه مرا محبّت مي‌نمايد و آن كه مرا محبّت مي‌نمايد، پدر من او را محبّت خواهد نمود و من او را محبّت خواهم نمود و خود را به او ظاهر خواهم ساخت"
(يوحنا 14: 21).
پس هنگامي كه شما به خداوند اعتماد كنيد و از او اطاعت نماييد، مي‌توانيد يك رابطة ارزشمند عاطفي با او برقرار كنيد ولي هرگز نبايد متكي به احساسات خود بوده و در جستجوي تجربيات احساسي باشيد. اگر شما به دنبال تجربيات احساسي بگرديد، در حقيقت با اين كار خود منكر ايمانتان مي‌شويد، " ... و هر چه از ايمان نيست گناه است" (روميان 14: 23).
به طور خلاصه زماني كه شما به خداوند، به دستورات و وعده‌هاي او اعتماد كنيد مي‌توانيد مطمئن باشيد كه از روح‌القدس پر هستيد، و لذا قادر خواهيد بود تا در مسير زندگي با اين اطمينان گام برداريد.


    براي رفتن به بخش سوم اينجا كليك كنيد: "براي مبارزة روحاني آماده باشيد"
 


طراحي، ايجاد و نگهداري اين سايت توسط Linc-net انجام مي‌شود. حق انحصاري آن براي كانون محفوظ مي‌باشد ( 1994 تا 2001 ). هر گونه تكثير، ذخيره در سيستم بازيابي يا انتقال اين مطالب بدون كسب اجازه از انتشارات حيات جديد، مگر مواردي كه قصد نقل قول يا استفاده از كاركرد عادي اين وب سايت را داشته باشيد، امكان‌پذير نمي‌باشد.

نسخه چاپ شده اين دروس و كتب مربوط به معلمين درانتشارات حيات جديد موجود مي‌باشد. copyright@lifeagape.org