عيسي مسيح تنها راهي است كه خداوند براي آمرزش و بخشش گناهان ما تدارك ديده است. تنها
ا
ز طريق او است كه ميتوانيد پي به نقشة عالي خداوند برده و محبت او را تجربه نماييد.
عيسي مسيح كيست؟ چرا او اين قدرت را دارد كه همانند يك پل بين اين شكاف عميق و عظيم بين خداي مقدس و انسان گناهكار عمل كند؟
تولد عجيب و حيرتانگيز عيسي، زندگي او، معجزاتي كه به ظهور رسانيد، سخناني كه بر زبان آورد، مرگ او بر روي صليب، قيام او از مردگان و صعودش به آسمان، همگي گواه اين حقيقت است كه عيسي يك انسان معمولي نبوده، بلكه مافوق انسان بوده است.
شما نيز با درك اين حقيقت بايد عيسي مسيح را به عنوان نجاتدهنده و خداي خود بپذيرد. با پذيرفتن عيسي شما قادر خواهيد بود تا از نقشة عالي خدا آگاه شده و محبت او را تجربه كنيد. هر كس شخصاً با دعوت كردن مسيح به زندگي خود او را با ايمان ميپذيرد. پولس رسول ميگويد: "زيرا كه محض فيض نجات يافتهايد، به وسيلة ايمان و اين از شما نيست بلكه بخشش خداست، و نه از اعمال تا هيچ كس فخر نكند" (افسسيان 2 : 8 - 9). و عيسي مسيح فرمود: "اينك بر در ايستاده ميكوبم، اگر كسي آواز مرا بشنود و در را باز كند، به نزد او در خواهم آمد و با وي شام خواهم خورد و او نيز با من" (مكاشفه 3 :20).
براي اين كه مسيح را در زندگي خود بپذيريد ابتدا بايد خود را انكار كنيد و از گناهان خود توبه نماييد، و سپس به سوي خداوند باز گرديد. و اين ميسر نيست مگر اين كه ايمان داشته باشيد كه مسيح قادر است گناهان شما را بخشيده و شما را تغيير دهد.
اجازه دهيد با كمك مثالي برايتان بيشتر توضيح دهم:
فرض كنيد با خانم يا آقاي جواني ملاقات ميكنيد كه قبلاً تعريف او را بسيار شنيدهايد. وقتي با او شخصاً ملاقات ميكنيد، چه از لحاظ ظاهري و چه از لحاظ شخصيت و خصوصيات ديگر، او كاملاً مورد پسند شما واقع ميشود. آيا به نظر شما براي يك ازدواج همين ملاكها كافي است؟
خير. مسألة ازدواج فراتر از اينها است.
فرض كنيد با شخص مورد علاقة خود براي مدتي رفت و آمد كرديد و كم كم عاشق او شديد، حالا چطور؟ آيا اين براي ازدواج كافي است؟
خير. شرايط و لازمة ازدواج بيش از عقل و احساسات ميباشد.
فرض كنيد با هم نامزد شدهايد و روز مراسم ازدواج فرا رسيده است. چقدر هيجان انگيز! حالا از روي عقل متقاعد شدهايد كه او مناسبترين زوج براي شما در تمام دنيا است، از جنبة احساسات هم اطمينان كامل داريد، چرا كه در حضور او قلب شما دو برابر تندتر از حد معمول ميتپد!
ولي در اين لحظة حساس چيزي مهمتر از اينها بايد به وقوع بپيوندد. وقتي طرفين با ارادهاي راسخ در حضور كشيش ميايستند، در واقع خود را تسليم طرف مقابل ميكنند. اگر يك تسليم محض به وسيلة طرفين صورت نگيرد، ازدواج مفهومي نخواهد داشت.
رابطة معنوي ما با عيسي مسيح نيز چنين است. اگر شما مايليد تا مسيح را در زندگي خود بپذيريد بايد با تمامي عقل، احساسات و ارادة خود تسليم او شويد.
زندگي شما شايد يكي از اين دو راه باشد. اگر كنترل زندگيتان را خود به دست گيريد مسلماً نتيجة آن يك زندگي توأم با ناسازگاري، عجز و ناتواني و محروميتها است.
از طرف ديگر اگر زندگي شما به وسيلة عيسي مسيح كنترل ميشود زندگي شما بدون شك با نقشة خدا هماهنگي كامل دارد.
زندگي ما بسيار شبيه به يك كرم ابريشم ميباشد. موجود زشت و پُرمويي كه در خاك غوطهور است. اين كرم زشت به دور خودش پيله ميبافد و روزي از درون اين پيله يك پروانة زيبا بيرون ميآيد. ما به درستي نميفهميم كه چه اتفاقي رخ داده است. فقط ميدانيم آن كرمي كه روزي در خاك ميلوليد، اكنون تبديل به يك پروانة فوقالعاده زيبايي شده است كه در آسمان به پرواز در ميآيد.
زندگي مسيحيان اين گونه است. روزي ما هم در گناهان خود غوطهور و در پستترين جايها قرار داشتيم، خودمحور و مغرور ولي اكنون كه به خدا ايمان آورده و از او اطاعت مينماييم، در بالاترين جايها ساكن شدهايم و به عنوان فرزندان خدا، زندگي پربركتي را ميگذرانيم. اين زندگي به وسيلة پذيرفتن عيسي مسيح به عنوان منجي و خداوندمان آغاز ميگردد.
چند سال قبل دختر جواني كه به تازگي مسيح را در قلبش پذيرفته بود، از من خواست تا دربارة مسيح با پدرش صحبتي داشته باشم. پدر اين دختر جوان از بنيانگذاران يكي از شركتهاي مهم و شناخته شده در سراسر دنيا بود. در خانة زيبايش او را ملاقات كردم. او واقعاً مرد بزرگي بود و از آداب و معاشرت وي معلوم بود كه يك سياستمدار واقعي است.
او عكسها، نشانها و يادگاريهاي فراواني را كه از پادشاهان و رؤساي جمهور كشورهاي مختلف و اشخاص سرشناس ديگر داشت را يكي پس از ديگري به من نشان داد. اين مرد شخص خيرخواه و بشردوستي بود و صدها ميليون دلار به افراد نيازمند كمك كرده بود.
پس از اين كه براي مدتي گفتگو كرديم او گفت: "دخترم ميگويد شما ميخواهيد موضوع مهمي را با من در ميان بگذاريد."
و به اين ترتيب سر صحبت باز شد و من در مورد رابطة او با مسيح شروع به صحبت كردم، او مرد بسيار مؤدب، خونگرم، روشن فكر و با احساس بود. ما به اتفاق قسمتي از كتاب مقدس را كه مربوط به بحث بين عيسي و نيقوديموس بود را بررسي كرديم. همان طور كه ميدانيد نيقوديموس يك روحاني بزرگ يهودي بود، شخصي متدين، طرفدار اخلاقيات و فوقالعاده عيبجو. از انجيل يوحنا باب سوم شروع به خواندن كردم:
"عيسي در جواب او گفت: "آمين آمين به تو ميگويم اگر كسي از سر نو مولود نشود، ملكوت خدا را نميتواند ديد".
نيقوديمس بدو گفت: چگونه ممكن است كه انساني كه پير شده باشد، مولود گردد؟ آيا ميشود كه بار ديگر داخل شكم مادر گشته، مولود شود؟
عيسي در جواب گفت: آمين، آمين به تو ميگويم اگر كسي از آب و روح مولود نگردد، ممكن نيست كه داخل ملكوت خدا شود. آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است. عجب مدار كه به تو گفتم بايد شما از سر نو مولود گرديد" (يوحنا 3 : 3 - 7).
در اين جا بود كه اين مرد متشخص و مؤدب كه حدود 80 سال داشت به من گفت: "آقاي برايت، من الآن مدت پنجاه سال است كه رئيس هيئت مديرة كليسا هستم ولي تاكنون كسي به من نگفته بود كه بايد عيسي را به عنوان نجاتدهندة خود بپذيرم و تولد دوباره يابم. آيا به نظر شما با در نظر گرفتن همة كارهاي خوبي كه در طي اين مدت انجام دادهام باز هم بايد تولد تازه داشته باشم؟"
برايش توضيح دادم كه "نياز به تولد تازه چيزي نيست كه من پيشنهاد ميكنم، بلكه اين مسيح است كه به نيقوديموس فرمود: بايد تولد تازه يابي."
از او پرسيدم: "آيا شما نيز مايليد تولد تازه يابيد؟"
و او جواب داد: "بلي مايلم."
براي رفتن به بخش پنجم اينجا كليك كنيد: "شما ميتوانيد اطمينان حاصل نماييد"
طراحي، ايجاد و نگهداري اين سايت توسط Linc-net انجام ميشود. حق
انحصاري آن براي كانون محفوظ ميباشد ( 1994 تا 2001 ). هر گونه تكثير، ذخيره در سيستم بازيابي يا انتقال اين مطالب بدون كسب اجازه از انتشارات حيات جديد، مگر مواردي كه قصد نقل قول يا استفاده از كاركرد عادي اين وب سايت را داشته باشيد، امكانپذير نميباشد.
نسخه چاپ شده اين دروس و كتب مربوط به معلمين
درانتشارات حيات جديد موجود ميباشد. copyright@lifeagape.org